تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 653
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۵۳ . قصر
کاخ، ارتفاع زیادی داشت و درست در وسط مناطقی قرار داشت که مورد هدف مصیبت های رتبه ی۶ قرار میگرفت.
حکاکی هایی درخشان سطح آن را پوشانده و هاله ای مجلل و باشکوه به آن بخشیده بودند.
نیمی از سازه، پشت یک دیوار دفاعی مربعی پنهان شده بود که مجسمه هایی از جانوران جادویی قدرتمند در بالای گوشه های آن دیوار وجود داشت.
نوآ وقت نداشت آن جانوران را تجزیه و تحلیل کند، زیرا چشم اندازش نارنجی شد و این نشان دهنده ی آغاز رگبار صاعقه بود.
تمرکز آن سه نفر بر روی اقدامات دفاعی ارشدها بود.
آن صد لایه یخ در کمتر از نود ثانیه سوراخ شدند و انفجارها در بالای گوی اثیری طنین انداز شدند.
صاعقه ها قدرت خود را در هوای بالای گروه آزاد کردند، اما همانطور که تاثیرات روش شیطان رویابین شروع به کمرنگ شدن کردند، صاعقه ها همچنان به آنها نزدیکتر میشدند.
حتی سه دقیقه هم نگذشته بود اما استحکامات دو تهذیبگر رتبه ی پنج در حال از هم پاشیدن بود.
قدرت یک مصیبت در اوج رتبه ی پنجم باورنکردنی بود و ارشدها به تنهایی اطمینان چندانی به موفق شدن در دفاع، در برابر آن مصیبت، با قدرت مشترک خود نداشتند.
استحکامات آنها موثر بودند، اما یک محدودیتی برای تعداد استحکاماتی وجود داشت که ارشدها میتوانستند قبل از تخلیه ی انرژی موجود در مراکز قدرتشان ایجاد کنند.
با این وجود ، مصیبت در آن سی دقیقه حتی یک ثانیه هم متوقف نمیشد، در حالی که تهذیبگران حداقل به چند لحظه برای اجرای یک طلسم نیاز داشتند.
آن چند لحظه در آن موقعیت کشنده بود.
با این حال، آیتم های حکاکی شده ی نوآ در آن لحظه، سودمندی خود را نشان می دادند.
نوآ قبل از فعال کردن یکی از نشان های خود، صبر کرد تا انفجار صاعقه ها به آنها بسیار نزدیک شوند.
نشان به محض اینکه نوآ آن را در هم شکست، گرداب خاکستری غول پیکری را در بالای آن سه نفر ایجاد کرد.
نشان هایی که ارشد جولیا برای او فراهم کرده بود میتوانستند در برابر حملات رتبه ی پنجم از او محافظت کنند و برای فعال شدن نیازی به «نفس» نداشتند.
آنها نوعی محفظه بودند که حاوی طلسم خاصی بودند که پس از شکستن آیتم آزاد م...
کتابهای تصادفی

