تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 652
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۵۲. منحصر بفرد
یک هفته دیگر به سرعت گذشت و این سه نفر تقریباً با تمام سرعت به سمت آن سوی بُعد جداگانه پرواز کردند.
مناظر در طول سفر آنها اصلاً تغییر نکرد.
چمنزار، هر چقدر هم که پیشروی میکردند، یکسان به نظر میرسید و آسمان بدون ستاره به آنها هیچ نشانه ای از پیشروی آنها نمی داد.
تنها اجزایی از بُعد که حرکت میکردند، دو ماه بودند.
آنها به سادگی در یک خط مستقیم در حرکت دائمی حرکت کردند و با نور قرمز خود، محیط زیر خود را روشن کردند.
- انگاری آسمان و زمین این مکان رو زیر نظر گرفتن.
نوآ وقتی دید ابرهای سیاه دوباره بالای سرش جمع شده اند ، نمی توانست این فکر را نکند.
ماه ها فشار ثابتی را از خود ساطع میکردند که او تنها هنگامی توانست متوجه آن شود که وارد مناطقی شد که مورد هدف مصیبت ها قرار گرفته بودند.
او یک نفرت ذاتی نسبت به آنها احساس میکرد و همین باعث شد که فکر کند فرضیه ی شیطان پرنده درست است.
ماه ها احتمالاً توسط آسمان و زمین در بُعد، کار گذاشته شده بودند. قدرت آنها توانسته بود از فضایی نفوذ کند که به قلمروی آنها تعلق نداشت.
- قدرت اونا تا کجا میتونه برسه؟
نوآ وقتی شنید که صدای غرش صاعقه ها در بالای سرش طنین انداز شده است، این سوال را سرکوب کرد.
ارشد هایی که در کنار او پرواز میکردند، حالتی جدی و خشن به چهره داشتند.
این به آنها بستگی داشت که از گروه در برابر آن مصیبت محافظت کنند، اما دلیل تمرکز آنها قدرت آن نبود.
مصیبت دارای قدرتی بود که با رده ی پایین رتبه ی پنجم مطابقت داشت و آن دو موجود در رتبه ی ۵ برای مدیریت آن بیش از اندازه کافی بودند.
با این حال، آنها باید در طول دوره ی فعالیت خود، به دویدن با سرعت بالا ادامه می دادند.
زمانی که آنها نقشه ی خود را کشیدند این تصمیم گرفته شده بود.
این بهترین راه برای کاهش تعداد مصیبت هایی که باید با آن روبرو میشدند، و در عین حال اجتناب از مصیبت هایی که در رتبه ی ششم قرار داشتند بود.
هر دو ارشد هزار سال بود که نه جنگیده بودند ، نه از توانایی های واقعی خود استفاده کرده بودند، و مشخصاً هنگام استفاده از آن قدرت ها کاملاً فاقد آمادگی خواهند بود.
با این حال، آنها هنوز هم موجودات رتبه ی ۵ بودند.
آنها می توانستند با ت...