تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 666
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۶۶ ضیافت
نویسنده این کتاب، تهذیبگر بینامی بود که نه هزار سال پیش، شاهد سقوط امپراطوری شاندال بوده است.
یزدان امپراتوری با رسیدن آن تهذیبگر به رتبههای قهرمانی، به او نام «فیث» را داده بود، اما وقتی فیث حاکم مقتدر کشورش را از دست داد، نام خود را رها کرد.
-من شاهد کشته شدن رفقای بیشماری بودم که کنار من در جنگهای بیپایانی که فرمانروای قدرتمند ما دستور میداد میجنگیدند. من دیدم موجودی که قدرت تخریب هر تاج و تخت فانیای را دارد، وقتی مردمش به اون نیاز داشتند ناپدید میشود.
نوآ مطالب کتاب را با علاقهی زیادی میخواند.
تهذیبگران امپراتوری یزدان خود را میپرستیدند و به نظر میرسید در گذشته نیز همینطور بوده است، که نویسنده بینام آن را توصیف میکرد.
اما آن فرد، وقتی دید که یزدان برای نجات کشورش مداخله نمیکند، تبدیل به یک مرتد* شد.
(مرتد: کسی که از اعتقاداتش برگردد.)
من سالها تلاش کردم تا نور آسمانیای که رهبرم تابش میکرد را فراموش کنم و دههها در مورد گذشته تحقیق کردم تا تردیدهایم را برطرف کنم، در نهایت به حقیقت امپراطوری شاندال و سرگرمی رهبر آن پی بردم.
نوآ میتوانست تحقیر نویسنده را از طریق کلماتش نسبت به یزدان امپراتوری حس کند.
در آن زمان، تهذیبگر بینام نه تنها ایمان خود را از دست داد، بلکه آن خلاء را با نفرت پر کرد.
یافتن سوابق سخت بود، اما همیشه یکی دو گزارش پنهان در بانک اطلاعات دو کشور بزرگ دیگر موجود بوده است. گمان میکنم یزدان آنها را عمدا رها کرده است تا متغیرهایی را به بازی بیپایان خود اضافه کند.
سپس، کتاب، معنای واقعی پشت عنوان خود را آشکار کرد.
-- من به دنبال سوابق گشتم، حتی سوابق بیست هزار ساله، تا کشف کنم که طی آن سال ها، امپراطوری شاندال، چندین بار در زیر نور آسمانی یزدان متعال رشد کرده و به اوج سرزمینهای فانی رسیده. سپس، مردم آن، تحت تاثیر بیتفاوتی او قرار گرفته بودند.
نوآ در آن زمان کاملاً اسیر آن خطوط شده بود.
تهذیبگر بینام، مدعی شد که یزدان امپراتوری شاندال، بیش از سی هزار سال در سرزمینهای فانی بوده است!
نوآ حتی نمیتوانست تصور کند که قرنها گیر...
کتابهای تصادفی

