تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 697
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۹۷ : عبور
بهترین راه برای عبور دادن ذهنش از مرز رتبه چهار، رون پنجم کسیر بود.
رونهای کسیر بهترین روش تمرین برای دریای آگاهی و همچنین ایمنترین روش بودند.
نوآ قبل از گرفتن برگه حاوی رون پنجم و شروع جلسه تمرینیش، از ثبات حوزه ذهنی خود اطمینان حاصل کرد.
فشار درونی ذهنش با مادیتر شدن جزئیات رون تشدید شد و دیوارههای حوزه برای عبور از سد نامرئی که مانع گسترش آنها میشد به تقلا افتادند.
سپس، رون پنجم کسیر به طور کامل در دریای آگاهی نوآ تجلی یافت و دردی کوبنده ای او را مجبور کرد تا هوشیاری خود را ببندد تا لرزههایی را که تجلی آن ایجاد میکرد، تحمل کند.
صدای زمزمه ای در ذهنش اکو شد و از طریق امواج ذهنی که ناخودآگاه در طول این فرایند به بیرون درز میکرد در دنیای خارج پخش شد.
صدا نرم و آرام بود اما دو موجود در بُعد جداگانه بودند که آن را شنیدند.
شیطان رویابین و شیطان پرنده در یکی از غارهایی که در زیر زمین قهوهای ساخته شده بود، داشتند از لحظات صمیمی خود لذت میبردند که آن صدا را حس کردند.
آنها آن صدا را تشخیص دادند زیرا این چیزی بود که ذهن آنها در گذشته نیز تجربه کرده بود.
حدس زدن اینکه چه کسی باعث آن پژواک شده بود سخت نبود، اما به هر حال نتوانستند تعجب خود را سرکوب کنند.
اشتیاقی در درونشان برخاست که آنها را مجبور کرد برای حرکت به سمت منبع آن صدا، رابطه خود را قطع کنند.
آنها میخواستند تولد جوانترین جادوگر رتبه پنج تاریخ را ببینند!
دو شیطان سریع لباس پوشیدند و به سمت غار نوآ پرواز کردند.
صدا با نزدیک شدن به منبع شدیدتر میشد، حتی هوای اطراف آنها تحت تأثیر انرژی که نوآ به طور ناخودآگاه آزاد میکرد، قرار گرفته بود.
هرگاه امواج ذهنی اش افسار میگسیختند، تکههای کوچک ماده شروع به فرو ریختن کرده و شکل اولیه ای از انرژی را آزاد میکردند.
آن اتفاقات نتوانستند جلوی پیشروی آن دو شیطان را بگیرند اما حتی دنیل نیز در آن شرایط باید تقلا میکرد تا نزدیک غار نوآ شود.
ارشدها در عرض چند دقیقه به غار نوآ ر...
کتابهای تصادفی


