تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 700
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۰۰ : گله
خانواده بالور همان نوع رازداری بالوان را داشت و همین حرف در مورد اشراف زاده هایی که به شدت با سلطنتیها مرتبط بودند، صدق میکرد.
خاندان الباس معمولاً خانوادههای وفادار را از طریق ازدواج و چیزهای مشابه به جمع خود ضمیمه میکرد اما برخی از اشراف دوست داشتند هویت خود را حفظ کنند.
خاندان بالور یکی از آنها نبود، اما جون قصد نداشت فقط به خاطر خانواده اش با یک سلطنتی ازدواج کند.
از سوی دیگر، خانواده بالوان به حاکمان کشور اعتماد نداشت.
نوآ توانسته بود پیشرفت کند زیرا سلطنتیها میخواستند او را به جمع خود اضافه کنند و هیچ کس باور نمیکرد که آنها از بررسی هویت او غافل شده باشند.
با این حال، آنها آن عمل را با مزایای فراوان جبران کردند و حتی به توماس در رسیدن به رتبه پنجم کمک کردند.
رابطه آنها عجیب بود، اما آنها متحد بودند.
آن جزئیات سرانجام بر گرگونیای که کشور اوترا پس از ریدها (حملات) تجربه کرد تأثیر گذاشت.
خانوادههای کوچکتر به آرامی در نزدیکی خانوادههای بزرگ جمع شدند و مناطق خالی وسیعی را ایجاد کردند که به زودی توسط گله های بیباک جانوران جادویی اشغال شد.
جمعیت در سه منطقه شلوغ تقسیم شده بود که اکثراً تهذیبگرها بودند.
بخش شمالی کشور شاهد نقل مکان خانوادههای وفادار به سلطنتیها بود که برای نزدیکی به پایتخت به آنجا مهاجرت کرده بودند. دفاع آنجا بهترین در کشور بود و تجمع در آنجا نشانه آشکار تملق و سرسپردگی بود.
سواحل شرقی شاهد رویداد مشابهی در نزدیکی خانواده اودی بود. اشراف وفادار به آرمان یا صرفاً عصبانی از خاندان الباس به خاطر عدم مدیریت آن موقعیت خطرناک، به آنجا رفته بودند تا یک جبهه متحد ایجاد کنند.
آخرین منطقه شلوغ در جنوب کشور ظاهر شد، جایی که قلمرو خانواده شوستی بود. خانوادههایی که به آنجا نقل مکان کرده بودند، حتی اگر تمایل داشتند به سلطنتی وفادار بمانند، نمیخواستند با هیچ طرفی هم پیمان شوند. با این حال، آنها مناطق جنوبی را انتخاب کرده بودند تا حدودی مستقل بمانند.
اشراف، غرور و افتخ...
کتابهای تصادفی

