تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 716
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۱۶. نامه ها
«اونا منتظرمون بودن.» وقتی گروه دوباره در بُعد جداگانه ظاهر شد، شیطان رویابین گفت.
دنیل هنوز روی زمین قهوه ای بیهوش بود، اما ارشدها و نوآ در مورد نابودی ماتریس انتقال تردید نکردند. سپس آن واقعه را به هایو گزارش کردند.
«اون دیگه چی بود؟» شیطان پرنده در حالی که به سمت نوآ می چرخید پرسید.
واضح بود که او داشت به گولم غول پیکری که در دفاع از آنها ظاهر شده بود اشاره می کرد و میدانست که هم او و هم معشوقش به آن نوع قدرت دسترسی ندارند.
«قدرتش منو هم شگفت زده کرد.» نوآ در حالی که شروع به صحبت کرد، در مورد طلسم گفت: «شیطان تعقیب گر اون آیتم رو زمانی که من فقط یه تهذیبگر بودم به من داده بود.»
شیطان پرنده با شنیدن حرف هایش نتوانست خنده اش را رها نکند.
نشان حاوی یک طلسم شبه رتبه ۶ بود و حتی امیدوار کننده ترین تهذیبگران انسانی کشورهای بزرگ به یک آیتم مشابه دسترسی نداشتند. بالاخره آن طلسم می توانست جان تهذیبگران رتبه ۵ را نجات دهد ! چه کسی اینقدر فداکار بود که آن را به یک انسان بدهد؟
« احترام پدرسالار به نظر و انتخاب استاد واقعاً نامحدوده.» شیطان رویابین در حالی که لبخندی میزد، گفت.«یه بار دیگه جونمون رو نجات دادی.»
شیطان پرنده بدون اینکه جلوی خنده اش را بگیرد به شانه ی نوآ ضربه ای آرام زد. سپس دنیل بیهوش را بلند کرد تا در حالی که به سمت قسمت جنوبی بُعد جداگانه میرفت، او را روی شانه اش بگذارد.
حمله شکست خورده بود، و زمان سازماندهی مجدد فرا رسیده بود تا تصمیم گیری شود که آیا ادامه دادن حملات ارزش ریسک کردن را دارد یا خیر.
هایو اکنون میدانست که خاندان الباس شروع به مداخله در اوضاع س&یاس&ی کشور اوترا کرده بود.
ویران شدن آکادمی سلطنتی نمی توانست یک مدرک باشد و هر کسی مشکوک میشد که آن تهذیبگران اوج رتبه ۵ فقط منتظر رسیدن مهاجمان بودند. زمان بندی آنها خیلی عالی بود و اگر نشان شیطان تعقیب گر نبود، آنها موفق به گرفتن گروه هایو میشدند.
موجودی در اوج رتبه ی پنجم موجودی بود که فقط افراد رده بالا می توانستند به آن فرمان دهند و خاندان الباس به همین راحتی موفق شده بود سه تای آنها را مستقر کند!
نوآ پس از مشاهده ی آن، د...
کتابهای تصادفی


