تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 729
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۲۹. نزاع
نوآ حس خطرناکی از ماده سبز تیرهای که مار، هنگام سقوط از آسمان به بیرون پرتاب کرد، داشت. مایع سمی پیکر آنها را در بر گرفت و نوآ تمرکزش را وقتی دید که آن دارد به پوستش برخورد میکند به سمت آن منحرف کرد.
- نسبت به سطحش زیادی قدرتمند نیست؟
نوآ قبل از استفاده از شعلههای آتش برای مقابله با سم خطرناک فکر کرد.
آتش سفیدی در آسمان پخش شد و آن مایع را سوزاند که گازی سبز رنگ منتشر کرد که نوآ با امواج ذهنی اش آن هارا پراکنده کرد. با این حال، هنگامی که به سمت جانور چرخید، یک حالت گیجی در چهره او ظاهر شد.
- مارهای بالدار برای مبارزه، بیشتر به بدن قوی و قدرت مانور هواییشون متکی هستن.
نوآ آن اطلاعات را در ذهن خود مرور کرد.
ولی این سم میتونست خودشو با شعله های آتش من تطبیق بده.
نوآ احساس کرد که چیزی درست نیست و این حسی نبود که فقط از دانش او در زمینه موجودات جادویی زاده شده باشد. حتی غرایزش به او میگفت که مارِ زیر او با قدرت گونهاش مطابقت ندارد.
حمله سمی آن، توانایی اصلی آن نبود، اما آنقدر قدرتمند بود که نوآ مجبور شد از شعلههای آتش برای دفاع در برابر آن استفاده کند.
- آیا این یک جهشه؟ یا من نتونستم گونه اون رو حدس بزنم؟
نوآ در حالی که جفت شمشیر سیاه خود را به دست گرفت، شروع به زیر سوال بردن خود کرد.
نوآ این واقعیت را در نظر گرفت که او در دنیایی متفاوت است و متغیرهای زیادی وجود داشت. بنابراین، او به سادگی تصمیم گرفت پس از کشتن آن موجود، اطلاعات بیشتری در مورد آن بیاموزد!
البته میدانست که نمیتواند از تمام توانایی هایش در مقابل تادئوس استفاده کند.
سخنان تمسخرآمیز او از قبل از مأموریت نشان میداد که خاندان الباس از نبرد داخل عمارت بالوان چیزی آموخته بود. نوآ مطمئن نبود که در آن زمان چقدر ثبت شده، اما قرار نبود خطر افشای هویت مهاجمان مخفی کشور اوترا را به جان بخرد.
همچنین او نیازی به استفاده از آن طلسم ها برای شکست دادن مار بالدار نداشت.
جانور، شکم اش را منبسط کرد و به سمت نوآ تیراندازی کرد. رهاسازی...
کتابهای تصادفی

