تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 730
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۳۰ . اندام
مار پرنده در ابتدا چیز غیرعادیای نشان نداد. اندامها و استخوانهای داخلی آن با گزارش های قبلاً مطالعه شده توسط نوآ مطابقت داشت و حتی ماهیچههای باقی ماندهی آن نیز با آنها مطابقت داشت.
با این حال، هر بافت از بدنش با لمس او محکمتر احساس میشد و میزان «نفسی» که در فرم کامل آن وجود داشت، بالاتر از استانداردهای یک جانور جادویی در طبقه پایینِ رتبه ۵ بود.
- آیا جونورا توی این دنیا قوی ترن؟ آیا این فقط یک قانون کلیه؟
نوآ در حالی که به تشریح ادامه میداد فکر کرد.
ارشد آستین و دیگر تهذیبگرانِ رتبه ۵ به موقعیت او رسیدند و بر این کار نظارت کردند.
نوآ در آن زمینه متخصص بود، بنابراین دلیلی برای توقف تشریح وجود نداشت. با این حال، آنها همچنان میخواستند در صورتی که چیزی را از دست داد یا برخی از اعضای بدن را خراب کرد، آنجا باشند.
استخوانها، اندامها و لایه های ماهیچه درحالی که نوآ آنها را در حلقه فضایی خود ذخیره میکرد ناپدید شدند. وقتی قسمت های داخلی مار بدنش را ترک کردند جسدش بخشی از درخشش خود را از دست داد.
نوآ متوجه شد که رهبران گروه به نظر نمی رسد اهمیتی به کار او بدهند، بنابراین او به سادگی به ذخیرهی مواد غذایی که بعداً میخورد ادامه داد.
تشریح توسط نوآ با استفاده از غرایز و آگاهی او برای یافتن دلیل قدرت غیرعادیِ آن گونه ادامه یافت.
- این چیه؟
نوآ وقتی یک تکه بزرگ از ماهیچه را جدا کرد تا بخشی از فضای داخلی موجود را آشکار کند فکر کرد.
اندامی کروی در دید او ظاهر شد و نوآ کاملا مطمئن بود نباید چیز قابل توجه ای در آن ناحیه باشد!
او فقط ردی را دنبال کرده بود که از انرژیای که جانور پس از مرگش شروع به رهاسازی کرده بود، به جا مانده بود، که منجر به یافتن آن ساختار عجیب و غریب شد.
این اندام نور ملایمی را ساطع میکرد که با از دست دادن انرژی موجود در درون خود، سوسو میزد. مجموعهای متراکم از رگهای خونی آن را به بقیه جسد مرتبط میکرد و حتی بافتهای اطراف آن محکم تر به نظر میرسید.
نوآ با دیدن کره از کارش دست کشید و رهبرانی که پشت سر او معلق بودند به محض دی...
کتابهای تصادفی


