تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 737
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۳۷ تراس
اولین تعامل با تهذیبگران قهرمان آن جهان، نمایندگان را که به سادگی حضور آن سه نفر را در آسمان متوجه شدند، غافلگیر کرد.
خیلی زود فهمیدند که این سه مرد دانتیان ندارند، اما همچنان هالهای را از خود ساطع میکنند که فقط تهذیبگران قهرمان میتوانند داشته باشند.
نوآ قبل از اینکه توجهش را روی پاهای آنها جلب کند فکر کرد: - اصلا چجوری پرواز میکنند؟-
بومیان روی سکوهای ساخته شده از نفس متراکم ایستاده بودند، اما این انرژی از داخل بدن آنها نمیآمد. آنها از امواج ذهنی خود استفاده میکردند تا نفس را مجبور کنند به آن شکل زیرشان جمع شود.
نوآ با خودش گفت: -به نظر نمیرسه اونقدر ذهنشون رو تحت فشار بذاره. شاید وزن حوزههای ذهنیشون به تخصصشون در روش مکتوب مرتبط باشه-.
نوآ حتی در آن موقعیت عجیب، شروع به جمع آوری اطلاعات در مورد تکنیکها و روشهای آنها کرده بود.
سه تهذیبگر خیلی زود، مستقیماً به سمت آنها رفتند اما فیث قبل از اینکه بتوانند چیزی بگویند و یا درخواستی کنند جلو رفت و گفت:«ما مایلیم نمایندهای از خاندان دورون را ملاقات کنیم.»
اقدام ناگهانی او باعث تایید سایر اعضای گروهش شد. مشخص بود که تهذیبگرانی که دو مرکز قدرت داشتند برای آنها احترام زیادی قائل بودند، پس عقل حکم میکرد که از این فرصت برای تسریع روند ملاقات استفاده شود.
زیبایی فیث او را مجبور کرده بود که در رسیدگی به مسائل س&یاس&ی باتجربه شود تا از مسائلی که میتواند او را در موقعیتهای خطرناک قرار دهد یا شخصیتهای معروف داخل و خارج شورا را خشمگین کند، اجتناب کند.
او توانسته بود درک کند که گروهش از نظر بومیان چقدر ارزشمند است و توانسته بود رویکردی را که قبل از همراهانش به کار گرفته بود پیدا کند.
بومیان از درخواست ناگهانی او غافلگیر شدند و در حالی که در مورد این موضوع فکر کردند، حالت کشمکش و مبارزه روی چهرههایشان نقش بست.
فیث وقتی دید که بومیان خودشان را محدود به صحبت از طریق حس آگاهی و هشیاری خود کرده اند، با عصبانیت پرسید: «چیه؟»
هر سه نفر با دیدن چهره او بحث ذهنی خود را متوقف کردند و یکی از آنها جلو آمد تا پاسخ دهد. «قصد جسارت ندارم، و...
کتابهای تصادفی
