تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 736
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۳۶ مأموریت
برده از سرعت خود به عنوان یک پارامتر استفاده و صحبت کرده بود، به این معنی که گروهی از تهذیبگران با سطح قهرمان میتوانند در کمتر از یک ماه به قلمرو خاندان دورون برسند.
او چیزی از آنها نمیدانست. مثل تمام جزئیات و چیزهای آن منطقه.
سفر در آن دنیا خطرناک بود زیرا جانوران جادویی، بیشتر مناطق آن را اشغال کرده بودند. برده در طول زندگی خود به ندرت شهرش را ترک کرده بود و این اولین باری بود که تا این حد، دور از قلمرو انسان ها سرگردان بود.
نوآ و دیگران پس از عبور از مناطق اطراف شهر، کم کم در تاریکی فرو میرفتند.
با این حال، این فکر آنها را نمیترساند.
حقیقت این بود که گروه آنها قوی بود، مخصوصاً وقتی وضعیت عجیب و غریب انسانهای آن جهان را در نظر میگرفتند.
نوآ فکر نمیکرد که بومیها ابتدا بدون تلاش برای ایجاد اتحاد به آنها حمله کنند. شرایط آن اتحاد هم به این بستگی داشت که چقدر وضعیتشان بد باشد.
یک سری سؤالات دیگر در پی این سؤالات ایجاد شد که مربوط به ترتیب سرزمینهای فانی بود، اما اطلاعات برده ته کشیده بود. چنین چیزی از یک تهذیبگر رتبه ۲ انتظار میرفت. با این حال، رسیدن به این نکته به این معنی بود که رهبران باید در مورد سرنوشت او تصمیم میگرفتند.
اگر شرایط عادی بود، او را میکشتند، اما اگر حاکمان بومیها به خاطر چنین کاری، جانبدار و متعصب میشدند، به دردسر میافتادند. جهانهای مختلف دارای سنتهای مختلف بودند و به خاطر قدرت موجودات جادویی، هر دارایی در هر جهان ارزش زیادی داشت.
همچنین نوآ و دیگران نمیتوانستند این حقیقت را کتمان کنند که یک تهذیبگر را اسیر کردهاند. در غیر این صورت راهی برای توجیه دانش آنها وجود نداشت.
نوآ هنگامی که سکوت، منطقه را فرا گرفت گفت:«میتونی این زنجیرها رو باز کنی؟»
او میدانست که بردهها نمیتوانند زنده از دست زنجیرها خلاص شوند اما به نظر میرسید خشم خاکستری از نوع دیگری از نیروهای مهارکننده استفاده کرده است. علاوه بر این، او گمان نمیکرد که رهبر انجمن امپراتوری، یک تهذیبگر را بدون اطلاع از پیشینهاش محکوم کند.
معلوم شده بود که برده یک بینام و نشان است اما آن دنیا همچنان وضعیت وخیمی داشت، پس بهتر بود بی گدار به آب نزنند.
خشم خاکستری پاسخ داد: «آره» و سپ...
کتابهای تصادفی


