تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 745
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۴۵. دانش
درخواست دنیل کاملا ساده بود، اما نوآ جرأت نداشت این پیشنهاد را بدون دانستن نحوهی استفاده از خونش، قبول کند.
: «جانوران نخبه میتونن جهشهایی رو در جانوران عادی ایجاد کنن و باعث ایجاد دانتیان بشن. اجداد ما سعی کردن این فرآیند رو تقلید کنن و جایگزینی برای جفتگیری اجباری پیدا کنن.»
دنیل موفق بودن یا نبودن آن آزمایشات را فاش نکرد و در مورد جزئیات آن سوابق هم صحبتی نکرد. اما همین چند کلمه کافی بود تا نوآ بتواند تصور کند چطور از خونش استفاده خواهند کرد.
نوآ کمی مردد بود. خون او بعضی از رازهای وضعیت دورگهاش را داشت و میتوان از آن، برای ایجاد آیتمهای خاص و هدف قرار دادنش استفاده کرد.
اما خط خونیِ دورون حکاکی را بلد نبودند و آیتمهایی به کار رفته روی اجداد آنها، روی او هم موثر بود. زمانی که بحث از آسیب رساندن به کسی با استفاده از خون بود، بومیان این جهان خطر کمی داشتند.
نوا وقتی فهمید که گزینهی دیگری ندارد، تردیدهایش به آرامی تبدیل به عزم و اراده شدند. او فقط میتوانست این پیشنهاد را بپذیرد و یا منتظر به دست آوردن تکنیکها و روشهای آموزشی از طریق نیروهای دنیای خودش باشد.
نوآ برای اینکه واکنش آنها را ارزیابی کند، گفت:«خون من ارزون نیست»
او قبلاً تصمیم گرفته بود تا خونش را بفروشد، اما هنوز هم میخواست تحقیقات این جهان را مطالعه کند.
دنیل پرسید:«دیگه چه میخوای؟ ما تو اولین معامله بهت منابعی نمیدیم. فکر کنم واضح گفتم.»
نوآ سرش را تکان داد و پیشنهاد دیگری داد.«من به اندازه دوتا معامله بهت خون میدم، اما من مطالعه و دانش شما رو میخوام. شما میتونید هر تکنیک و روشی رو جدا کنید.»
دنیل او را مجبور کرد که حداقل برای اولین تجارتشان، به جای تکنیکها و روشها، دانش این جهان را هدف قرار دهد.
این سه نفر نمیخواستند با درخواست نوآ موافقت کنند، اما دادن برخی سوابق تاریخی به او مسئلهی بزرگی نبود. همچنین، خون او میتوانست حاوی اسرار قدرت اجدادشان باشد، پس آنها میخواستند که او را راضی نگه دارند.
دنیل گفت:«قبوله» و بعد از این، تنشی که در اتاق وجود داشت، ا...
کتابهای تصادفی


