تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 756
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۵۶ تصویر
خاندانها هرگز جدول زمانی واقعی جامعه خود را فاش نکرده بودند. آنها فقط به افشای وجود اجداد بسنده کردند و اینکه وقتی مصیبت آسمانی آنها را به قتل رساند مجبور به عقب نشینی شدند.
نوآ و دیگران میدانستند که احتمالاً آن وقایع هزاران سال گذشته اتفاق افتاده است، اما ساختار بومیان در دفع موجودات جادویی شگفت انگیز بود.
این احتمال وجود داشت که اسراری را مخفی کردهاند که تهذیبگران ردهبالا نمیخواستند فاش کنند و اینکه حین فرارشان به خود زحمت بازیابی آنها را نمیدادند.
البته، این سه نفر امید زیادی به آن مأموریت نداشتند، اما آنها پس از گذراندن تقریباً سه سال در منطقهی جنگل آبی، احساس میکردند که باید جهان را کاوش کنند. چیز زیادی برای کشف و فهرست نویسی در آن قلمرو باقی نمانده بود، بنابراین آنها به این نتیجه رسیدند که زمان حرکت فرا رسیده است.
هر یک از آنها دلایل خود را برای کاوش داشت.
نوآ میخواست جانوران جادویی رتبه ۵ بیشتری را برای شکار بیابد، زیرا پیشرفت او به ردیف میانی نزدیک میشد، و فیث میخواست زندگی یک تهذیبگر را بدون حمایت از شورا تجربه کند.
در مورد جون، از زمانی که او شروع به زندگی در بیابان کرد، مراکز قدرت او با سرعت زیادی پیشرفت کردند.
او میتوانست تمام زمانی را که میخواست با معشوقش بگذراند و با فیث تمرین کند تا آمادگی جنگی خود را تقویت کند. همچنین میتوانست شخصیت واقعی خود را در زندگی روزمرهاش آشکار کند، کاری که هرگز نتوانسته بود در کنار خانوادهاش و درباریان انجام دهد.
فیث نیز از آن محیط بهره برده بود. داشتن دوستی که میتوانست با او یکسان رفتار کند، باعث شد احساساتی را تجربه کند که فکر نمیکرد وجود داشته باشند.
حتی حضور نوآ به پیشرفت او کمک کرده بود زیرا او تنها مردی بود که به نظر نمیرسید تحت تأثیر زیبایی او قرار گرفته باشد. او فقط به جون چشم داشت و وقتی با او بود هالهاش تغییر میکرد.
سردی شدیدی که معمولاً او را احاطه کرده بود، تبدیل به تندباد شدیدی شد که هیچ حس خطرناکی ایجاد نمیکرد. در عوض، نوید یک تغییر همیشگی را میداد.
حقیقت پشت هاله نوآ به شخصیت او مرتب...
کتابهای تصادفی


