تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 770
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۷۰ . تغییرات
قلعه های بومی ها در دفع جانوران جادویی استثنایی بودند، اما در مقابل تهذیبگران، دفاعشان بسیار ضعیف بود. مصالح به کار رفته در ساخت آنها چند پیشرفت و برخی خواص عجیب و غریب داشتند، اما همچنان آیتم های محکمی بودند.
حتی یک تکه ی کوچک از حمله ی نوآ کافی بود تا ساختار آن را سوراخ کند و سوراخی ایجاد کند تا «نفس» دنیای بیرون بتواند از آنجا عبور کند. ناگفته نماند که اراده درون «نفس» خوشحال نبود که یکی از اهداف خشم خود را از دست داده بود.
«چیکار کردی!؟»
مار فریاد زد و نوآ در زیر موج انفجاری که صدایش ایجاد می کرد، خون بالا آورد.
یک حرکت ساده از یک موجود در رتبه ی ۶ برای محو کردن وجود او کافی بود، اما نوآ همیشه این را میدانست. به همین دلیل بود که او تصمیم گرفته بود قبل از تلاش برای فرار، حریف شایسته ای از خود بسازد.
مار میخواست خشم خود را بر روی نوآ رها کند که صاعقه ی ضخیمی از شکاف سقف عبور کرد و روی سر بزرگ و خزنده اش فرود آمد. آن برخورد، موجود رتبه ۶ را به عقب راند و موج های انفجار دیگری را منتشر کرد که نوآ را بیشتر مجروح کرد. با این حال، در میان آن همه درد، لحظه ای کوتاه از امنیت به دست آورده بود.
نوآ، تمام قدرت باقی مانده اش را جمع کرد و با مشت به زمین کوبید، سنگ مرمر سخت را شکست و سوراخی ایجاد کرد که باعث شد درون اتاق کوچک تری بیفتد که درست زیر تالار بود. اولویت او فرار از میدان جنگی بود که شاهد یک موجود زنجیر شده ی رتبه ۶ بود که در برابر مصیبت آسمانی مقاومت می کرد که نوآ حتی نمی توانست از نظر قدرت، آن را ارزیابی کند.
مار مجبور شد تمرکز خود را روی طوفان صاعقه ی خشمگینی که راه خود را به داخل قلعه باز کرده بود منحرف کند. در حالی که مار، آگاهی خود را برای رویارویی با مصیبت بزرگ جمع می کرد، موانع انرژی ذهنی در اطراف سالن ناپدید شدند و به جون و فیث اجازه دادند تا از اتفاقاتی که در آن سوی در بزرگ رخ میداد آگاه شوند.
جون، وقتی متوجه شد که نوآ در طبقه پایینی و در وضعیت وخیمی قرار دارد با سرعت به سمت راه پله حرکت کرد. فیث بدون تردید او را دنبال کرد، زیرا او نمیخواست درگیر نبردی باشد که شامل آن موجود قدرتمند میشد...
کتابهای تصادفی


