تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 781
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۸۱. گِل
نوآ جسد گرگ سه سر را ذخیره کرد و برای تجزیه و تحلیل میدان جنگ چرخید. سایر ارشدها هنوز در حال مبارزه بودند و تمام تلاش خود را می کردند تا فاصله ی بین خود و دورگه های رتبه ۵ دیگر را حفظ کنند.
این بهترین رویکرد در برابر این نوع دشمن بود. اگر آن موجودات قدرتمند آنها را لمس می کردند، انسان ها فقط تکه تکه می شدند.
با این حال، این منجر به نبردهای طولانی مدت شد که در نهایت به نفع دورگه ها بود، زیرا استقامت آنها باورنکردنی بود. هر چند تعداد بیشتر تهذیبگران این عامل را متعادل کرد.
نوآ با سرعت به سمت جانوری جادویی در رتبه ی ۵ از نوع عنکبوت و در رده ی میانی که یک دانتیان رتبه ی ۴ داشت حرکت کرد. نوآ گونه ی آن را نمی شناخت، اما نوعی موجود سمی به نظر میرسید که به شدت به حملات دور برد متکی بود.
حریف آن، ارشد کالین بود که با رگبار صاعقه به آن حمله کرد. با این حال، طلسم های او قادر به سوراخ کردن لایهی ضخیم گلی که اسکلت بیرونی آن را پوشانده بود، نبودند.
عنکبوت در حالی که یک سری خارهای دودآلود سبز رنگ را تف می کرد که ارشد مدام از آنها جا خالی می داد، صاعقه ها را تحمل کرد. به نظر میرسید که ارشد کالین در نبرد، دست بالا را داشت، از آنجایی که دورگه هنوز به او ضربه ای نزده بود، اما در صورت ادامه ی این روند، او بدون شک تمام انرژی خودش را قبل از آن موجود تخلیه می کرد. داشتن مزیت در آن شرایط کافی نبود.
نوآ مستقیماً بر روی قسمت پایینی بدن او فرود آمد و آن را روی زمین کوبید، محلی که آن یک گودی ایجاد کرد. عنکبوت لحظه ای غافلگیر شد، اما نوآ درنگ نکرد. انگشتانش را خم کرد و دستانش را در لایه ای از گل فرو کرد و در حالی که بازوهایش را به عقب می کشید تا از شمشیر شیطانی که وفادارانه او را تعقیب کرده بود استفاده کند، آن را پاره کرد.
در حالی که شمشیر را تقسیم می کرد و به اسکلت بیرونی که اکنون در معرض دید قرار داشت ضربه میزد، «نفس» در اطراف او جمع شد. دو پنجه ی سیاه رنگ روی بدن محکم عنکبوت فرود آمدند و شکاف هایی ایجاد کردند که حتی در قسمت هایی که هنوز توسط لایه ی گل پوشانده شده بود، گسترش یافت.
عنکبوت، فریادی انسانی از درد کشید و برگشت تا با عصبانیت به انسان روی پشت خود خیره شود. با این حال، ارشد کالین فرصت ایجاد شده تو...
کتابهای تصادفی



