فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 782

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۷۸۲ . مانتیس

در مدت زمانی که طول کشیده بود تا نوآ دو دورگه در رتبه ی ۵ را از بین ببرد، نبردهای دیگر در همان سطح هم اکثراً به پایان رسیده بودند. تهذیب‌گران بر تعداد بالاتر خود تکیه کرده بودند تا موجودات را با رگبار طلسم ها در هم بشکنند. در مقطعی، دفاع ذاتی جانوران باید تسلیم می‌شد.

تهذیبگرانی که در رتبه ی چهارم بودند، همچنان با ازدحام دورگه ‌های ضعیف ‌تر در حال مبارزه بودند. شرایط آنها بدتر بود، از آنجایی که خطوط خونی فاقد افراد معیوب در رتبه ی چهارم بودند، اما نبرد بین رهبران ارتش ‌ها معمولاً نتیجه یک جنگ را تعیین می ‌کرد.

با این حال، تا زمانی که رهبران دخالت نمی کردند، آن نیرو‌‌های ضعیف تر به مبارزه ادامه می ‌دادند و نقش خود را در نبرد بین دو دنیا ایفا می کردند.

ارشد اینگرید و یک تهذیب‌گر رتبه ی ۵ از شورا که نوآ او را نمیشناخت، در نهایت به باقی مانده ی میدان نبرد پیوستند و در عرض چند دقیقه به آخرین مبارزات دورگه‌‌ها پایان دادند. در آن مقطع، ویرانه ‌های شهر در سکوت فرو رفتند و تنها فریادهای پراکنده ای از درد، هر از گاهی آن سکوت را می ‌شکست.

چاله ها و دنباله ‌هایی از دود، زمین را پر کرده بودند. خرابه ‌های شهری که مصیبت آسمانی را تحمل کرده بودند، پس از اینکه شاهد درگیری بین تعداد زیادی از نیروهای قهرمانی بودند، به تخته سنگ های کوچک خاکستری رنگی تبدیل شدند. اجساد جانوران از گونه ‌های مختلف، در میان چند جسد بی ‌جان انسانی روی زمین افتاده بودند.

از هر دو طرف، تلفات وارد شده بود، حتی اگر بومیان، شکست سختی را متحمل شده بودند.

نوآ به سمت دیگر ارشدهای رتبه ۵ رفت و آنها را در اطراف یک مانتیس نقره ‌ای بلند قد در رتبه ی ۵ که هنوز نفس می‌کشید پیدا کرد. جراحات آن موجود را پوشانده بود، اما دانتیان آن هاله ‌ای غیر قابل تردید از یک تهذیب‌گر رتبه ی ۵ را ساطع می ‌کرد.

- هماهنگی.

نوآ با نزدیک شدن به گروه، با خود فکر کرد.

مانتیس نفس نفس می‌زد و چشمان درشتش در میان بدن ‌های انسانی حرکت می ‌کرد که با حالت چهره ای خشن آن را کنترل می ‌کردند. آن موجود، هیچ فریادی از درد نکشید. فقط نفس می‌کشید، انگار منتظر حمله ‌ای بود که به زندگی ‌اش پایان می‌داد.

نوآ برای لحظه ای، رایحه ی او را استشمام کرد و چشمانش سرد و خالی از احساس شد. او آن...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی