تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 812
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۱۲. عروج
شکاف، بزرگ بود، تقریباً به اندازه ی کل منطقه. همچنین مستقیم بود که برای آن نوع پدیده منظره ای کاملاً غیرعادی بود.
تهذیبگران رده ی قهرمان قدرت در هم شکستن هوا و تار و پود آسمان را داشتند، اما شکاف ها اکثراً در کوتاه ترین زمان ترمیم می شدند و فقط تاریکی کامل را در آن سوی شکاف نشان می دادند. با این حال، نور سفید شدیدی در داخل شکاف وجود داشت که بزرگ شد و چیزی شبیه به یک طرح بیضی شکل پهن را تشکیل داد.
نور به سرزمین های زیر شکاف نتابید و بیرون از سرزمین های فانی ماند. به نظر می رسید که قادر نبود از مرزهای آن دنیا که اکنون باز بودند عبور کند.
این رویداد بار دیگر توجه تمام تهذیبگران را به خود جلب کرد، اما مانند مصیبت آسمانی خشن نبود. آسمان چنان گشوده شده بود که گویی یک اتفاق طبیعی بود، بدون ایجاد امواج انفجار یا رها کردن فاجعه در زمین های زیرین.
«دست راست یزدان احتمالاً از مصیبت زمین فراتر رفته و آماده ی صعوده.»
شیطان پرنده در پیامی ذهنی خطاب به نوآ گفت. شیطان آن واقعه را تشخیص داده بود و به محض وقوع، آن را توضیح داده بود.
- پس یه عروج این شکلیه.
نوآ در حالی که از تهذیب دست میکشید با خود فکر کرد و در هوا پرواز کرد تا این رویداد را از موقعیت بهتری تماشا کند.
هایو تا آن زمان منابع و ساختمان های ارزشمند خود را به طور کامل جابجا کرده بود، بنابراین نوآ تصمیم گرفت تهذیب خود را در اقامتگاه زیر گنبد خود از سر بگیرد. او در آن دوره نمی توانست خود را در بُعد جداگانه منزوی کند و بعید بود که جون به این زودی ها به عمارت بازگردد.
به هر حال، سی و هفت او را از بازگشت جون مطلع می کرد، اما او باید روی سطح میماند چون ممکن بود دوباره اتفاق عجیبی رخ دهد.
«یادمه وقتی استاد برای اولین بار اون نور رو دید فحش میداد.» شیطان رویابین در حالی که پشت نوآ ظاهر میشد گفت. شیطان پرنده همراه او بود، اما در حالی که با نگاهی خاطره انگیز به شکاف بزرگ در دوردست خیره میشد، سکوت کرد.
«احساس خوشایندی داره.» نوآ در حالی که نور سفید داخل شکاف را تجزیه و تحلیل میکرد، قضاوت کرد. حتی اگر آنها در دورترین نقطه از مرکز قاره ی کهن بو...
کتابهای تصادفی

