تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 811
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۱۱. جابجایی
جلسه زیاد طول نکشید. ارشدها و شیطان تعقیب گر فقط باید تصمیم می گرفتند که چگونه این اطلاعات را منتشر کنند که یزدان امپراتوری شاندال به احتمال زیاد کشور خود را در طول یا بعد از عروج دست راست یزدان ترک خواهد کرد.
این موضوع نسبتاً آسان بود. شیطان تعقیب گر و دیگر نیروهای اصلی، همان موقع در جریان مصیبت آسمانی پیام هایی را رد و بدل کرده بودند و تمایل خود را برای همکاری علیه دشمن مشترک ابراز کرده بودند.
البته که امپراتوری برنامه های خود را اعلام نکرد، اما کشوری با دو موجود آسمانی و یک تهذیبگر در رتبه ی شش، تنها می توانست از نظر سایر نیروها تهدید باشد.
در نهایت، آنها به سادگی تصمیم گرفتند که کتاب اصلی را فاش کنند و اجازه دهند سی و هفت، محتوای آن را کپی کند. متقاعد کردن شاه الباس و ارشد اعظم دایانا به جنگ رفتن، بخاطر چند سند قدیمی آسان نبود، اما هایو مطمئن بود که آنها حداقل به این احتمال علاقه مند خواهند بود.
فاش کردن کتاب اصلی، فقط نشان دهنده ی حسن نیت هایو بود. این فقط راهی برای وادار کردن کشورهای دیگر بود تا اطلاعات آن را جدی بگیرند.
جو دنیا پس از مصیبت متشنج بود. هم تهذیبگران رتبه های انسانی و هم قهرمانی، شاهد بودند که چگونه یک موجود، خطرناک ترین مانع را در مسیر رسیدن به رتبه های آسمانی شکست داده بود!
تهذیبگران رتبه های انسانی اهمیتی نمی دادند که مجروح شده بودند زیرا جرأت کردند به آن منظره ی باشکوه نگاه کنند و نیروهای رتبه های قهرمانی احساس خوشحالی می کردند؛ حتی اگر یزدان جدید متعلق به کشور دشمن بود.
آنها شاهد تولد یک یزدان بودند، اوج سفر تهذیب در سرزمین های فانی!
بیشتر آنها هنوز آنقدر متزلزل بودند که حتی نمیتوانستند تهذیب کنند، در حالی که دیگران درست بعد از اینکه یزدان امپراتوری هاله زیر دستش را سرکوب کرد، خود را منزوی کرده بودند.
جاه طلبی و بیم، آن تهذیبگران را پر کرده بود. برخی از آنها در موفقیت دست راست یزدان، امید به آینده ی خود را دیدند. دیگران متوجه شدند که چقدر از چنین موجودات باورنکردنی دور هستند و شروع دوباره ی راه رفتن در مسیری به سمت رتبه های بالا برایشان سخت بود.
به هر حال، مصیبت آسمانی تقریباً یک روز به طول انجامیده بود و اگر دست راست یزدان، رویارویی با شکست سطح خود ...
کتابهای تصادفی
