تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 814
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۱۴. بی پایان
درخواست دنیل تعجب آور نبود. ایمان بومیان از اجدادشان سرچشمه می گرفت و شکست آنها ضعف اجتناب ناپذیر دگرگونی را نشان داده بود.
از دست دادن فردیت آنها مسئله ی بزرگی نبود. این فقط مسیر دیگری بود که هر کسی می توانست انتخاب کند. با این حال، ناپایداری های ذهنی موضوعی بود که بومیان را وادار می کرد مانند جانوران رفتار کنند، چیزی که تهذیبگران قدرتمند به سادگی نمی توانستند آن را بپذیرند.
به هر حال، غیرقابل انکار بود که عدم کنترل بر روی غرایز آنها یکی از عوامل اصلی شکست های بومی بود. اگر توانایی های ذهنی برای استفاده از آن را نداشتند داشتن یک قدرت برتر بی معنی بود.
شیاطین نگاهی به نوآ انداختند. آنها نه می دانستند که آیا او می تواند چنین قولی بدهد، نه اینکه آیا او مایل است که چنین قولی بدهد. موضوعی که در نهایت به شخص او مربوط نمی شد، بنابراین اگر تصمیم می گرفت که قبول نکند، آنها درکش می کردند.
«این کار زمان میبره و اولویت من نیست.» نوآ گفت، «اگه عملکرد خوبی داشته باشی، ممکنه این کارو به عنوان لطف انجام بدم.»
«این قابل قبول نیست» دنیل پاسخ داد. «ما از اجدادمون پیروی کردیم چون اونا بهمون امید دادن که از محدودیت های گونه امون آزاد میشیم. ما از کسی پیروی نمی کنیم که حتی نمیتونه یه آینده بهمون بده.»
شیاطین از حرف های او عصبانی شدند، اما نوآ فقط در فکر فرو رفت.
وقتی بدنش به رتبه ی پنجم رسید، غرور او به عنوان یک دورگه سر به فلک کشیده بود. او در آن زمان به موجودی تبدیل شده بود که قرار بود بر جانوران جادویی دیگر حکومت کند و آن بخش از او با پیشرفتش قوی تر شده بود.
این غرور او بود که به او اجازه داده بود برای اولین بار انرژی اولیه را در خود نگه دارد. این غرور او بود که به او نفوذی داده بود تا موجی از جانوران جادویی ایجاد کند و دفاع خاندانش و دیگر نجیب زادگان را آشکار کند.
حقیقت این بود که او هرگز خواهان تاج و تخت نبود. او فقط زمانی که جون یا علایقش درگیر بودند دستور داده بود، اما قصد نداشت اغلب این کار را انجام دهد.
با این حال، غرور او چیزی بود که تهذیبگران دیگر را برانگیخت تا از او پیروی کنند و حتی به نوعی بر قدرت آنها تأثیر...
کتابهای تصادفی
