تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 829
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۲۹ : استراتژی
نوآ در اوج نبود. از دست دادن همراه خونیاش باعث نابودی یکی از قابل اطمینانترین سلاحهایش شده بود و در دوران بهبودیاش فرصت یافتن جایگزینی برای آن را نداشت. همچنین باید طلسم حکاکی بدن را بررسی میکرد تا بفهمد چرا با تاریکیاش سازگار نیست. چیزی که به او اجازه نمیداد تمام قدرتش را رو کند.
هرچند که خیلی هم ضعیف نبود. او قبلاً در نبردهایش با تهذیب گران رتبه پنجم امپراطوری، استفاده از همراه خونیاش را متوقف کرده بود زیرا تواناییهای بسیار قویتری در اختیار داشت.
البته فقدان آخرین خط دفاعیاش او را مجبور میکرد تا در صورتی که هیولای قدیمی دیگری هجوم آورد و انباشت صدساله خود را روی او آزاد کند، کمی مراقب باشد. با این حال او برنامهای برای با احتیاط عمل کردن نداشت. یا بهتر است بگوییم که شرایط، چنین اجازهای به او نمیداد.
سپاهیان امپراتوری از سمت قلعه ها به راه افتاده و به آسمان برخاستند تا با سه گروهی که در آن قلمرو جمع شده بودند تا کنترل آثار به جا مانده از موجودات آسمانی را به دست بگیرند، رو به رو شوند. ارتشی که تشکیل داده بودند با شکوه به نظر می رسید. بیست تهذیبگر رتبه پنجم و بیش از صد متخصص در رتبه چهارم حضور داشتند که با حالتی قاطعانه به دشمنان نگاه میکردند.
به نظر میرسید که برای دفاع از آن منطقه آماده جان باختن هستند.
گروهی از تهذیبگران انسان به دنبالشان ظاهر شدند. سطح کوه ها پر از جمعیت شد و هزاران جنگجو خود را برای درگیریای قریب الوقوع آماده کردند.
نوآ با تعجب متوجه شد که بیشتر آن نیروهای انسانی تهذیبگران رتبه سومی هستند!
نوا با خود فکر کرد: «ذخایر امپراطوری شگفت انگیزن!»
تعداد دارایی های انسانی امپراتوری باورنکردنی بود. هیچ سازمان دیگری حتی نمی توانست به آن نیروی انسانی نزدیک شود. هرچند که امپراتوری تنها با یک نیرو روبرو نبود.
نوآ توجهاش را به جناح خودش برگرداند، جایی که تهذیبگران قهرمان با سه نوع پوشش مختلف در آسمان پرسه میزدند و میدان جنگ را بررسی میکردند.
خاندان الباس هشت تهذیبگر را در رتبه پنجم و بیش از چهل نفر را در رتبه چهارم مستقر کرده بود و برای پرکردن آن نقاط، حتی از خانوادهه...
کتابهای تصادفی
