تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 830
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۳۰ : تعقیب
همه در میدان نبرد می دانستند که جنگ، سخت و خونین خواهد بود، اما هیچ کس تردیدی نشان نداد. آثاری از موجودات آسمانی به عنوان غنیمت باقی مانده بود که ارزشمندترین منبع در قاره جدید بود.
همه سازمانها برای دست یابی به آنها هر بهایی را میپرداختند. حتی اگر مجبور میشدند، در این پروسه نیروهای قهرمان را هم قربانی میکردند.
ناگهان مبارزه آغاز شد و فریاد مبارزه طلبی نیروهای مهاجم، رشته کوه را فرا گرفت. طولی نکشید که با برخورد دو ارتش عظیم به یکدیگر، جرقههای چند رنگ هم در آسمان و هم در زمین دیده میشد.
نوآ مستقیماً به سمت بالهای بیشمار رفت. او طوفان صلحجو را در میدان نبرد ندید، اما میدانست که تهذیبگر امپراتوری احتمالاً سایر نیروها را از فنونش با خبر کرده.
هر چند که او اهمیتی نمی داد. به هر حال، راه مناسبی برای جلوگیری از شکل دوم هنرهای رزمیاش وجود نداشت و حریف جدیدش را نیز می شناخت. تنها مسئله این بود که آیا حریفش هم مانند طوفان صلحجو برگ برندهای داشت یا نه؟
مرگ نهنگ تنبل آخرین خط دفاعیاش را از بین برده بود، اما نوآ اکنون میدانست که آن هیولاهای قدیمی چقدر می توانند قدرتمند باشند. همچنین، به نظر نمیرسید که بالهای بیشمار حملههای زیادی در اختیار داشته باشد.
نوآ از او انتظار داشت بیشتر از مواردی که جانوران جادویی را تضعیف میکند استفاده کند تا اینکه به سلاحهای یکبار مصرف متکی باشد.
بالهای بیشمار با دیدن نوآ که در حال هجوم بود به او لبخندی زد و بالهای حشرهای را در پشت کمر خمیدهاش ایجاد کرد تا سرعت پروازش را افزایش دهد و نوآ را مجبور به دنبال کردنش کند. دنبالهاش که از شعله های آتش ساخته شده بود نیز دوباره ظاهر شد. همین امر برای پروانه های آتشین نیز اتفاق افتاد.
نوآ بلافاصله طلسم سیاهچاله را مستقر کرد و در حالی که او را دنبال میکرد، یک سری از شمشیرهای روح مانند را احضار کرد. او حتی از ابتدای مبارزه، حالت کامل شیطانی را هم فعال کرده بود.
او تمام توانایی هایش را در نبردهای قبلی آشکار کرده بود، بنابراین عقب نشینی به این امید که بتواند حریفش را غافلگیر کند، هیچ سودی نداشت.
کتابهای تصادفی

