تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 834
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۳۴ ۸۳۴. غولها
این آگاهی ناگهانی به دست آمده اسب شاخدار، به آن اجازه داد تا راهی برای خروج از حمله بیوقفه نوآ پیدا کند. وقتی نوآ دوباره زنجیر را کشید، دورگه از توانایی ذاتی خود برای دویدن حتی سریعتر از قبل استفاده کرد، در حالی که بدنش را با لایهای از زره سنگی میپوشاند.
نوآ از حمله جاخالی داد، اما یکی از چهار شاخ اسب توانست به سینهاش ضربه بزند و در حین عبور از کنارش یک جراحت افقی طولانی بر جای بگذارد. از آنجایی که نوآ هنوز زنجیر حکاکی شده را در دست داشت، در کنار اسب در حال تاخت شروع به پرواز کرد.
نوآ فکر کرد؛
-الان زنجیر مجبورش کرد تا بیثباتیهای ذهنیش رو سرکوب کنه؟
در همان حال دوباره در میدان جنگ پرواز کرد و همزمان دستش را روی آیتم حکاکی نگه داشت.
او در هنگام زدن موجود، درخششهای ساطع شده از زنجیر را از دست نداد، اما فقط توانست آنها را به تغییر رفتار حریفش ربط دهد. انگار مجبورش کرده بود که به هوش بیاید.
-به خاطر کنترل مطلقه که این زنجیرها یک بار به برده وصل شده بودن؟
نوآ در مورد آن ویژگی فکر کرد، اما اسب شاخدار در آن لحظه موفق شد تاخت خود را متوقف کند و در حالی که شاخهایش را مستقیماً به سمت او گرفته نشانه رفته بود، منتظرش بود.
نوآ تردید نکرد و در میان شاخها با شمشیر شیطانی، به سمت مرکز پیشانی اسب، شیرجه زد. یک سری لایههای سنگی در مسیر حرکت سلاح او ظاهر شدند، اما نوآ آنها را کاملاً نادیده گرفت و همچنان تاریکی خود را در شمشیر ریخت.
شمشیر شیطانی شروع به انتشار دود سیاه کرد که به آن کمک کرد تا طلسم دفاعی دورگه را سوراخ کند و به پیشانی آن ضربه بزند. با این حال، از آنجایی که جمجمه اسب بیش از حد محکم بود، نتوانست به مغز موجود برسد.
البته اگر نوآ از طلسمها استفاده میکرد، نبرد خیلی زودتر تمام میشد، اما او در حال حاضر سعی میکرد تا حوزه ذهنی خود را دوباره پر کند و برای شکست دادن حریف به آن نیازی نداشت.
اسب تازه از سه طلسم استفاده کرده بود که حتی آنقدرها هم در برابر نوآ مؤثر نبودند. پس از رویارویی با استراتژی بالهای بیشمار، حدی داشت که چ...
کتابهای تصادفی

