تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 833
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۳۳ ۸۳۳. اسب
دورگهها از سوراخهای کنار کوهها، در نزدیکی نبرد بین نیروهای انسانی، بیرون میآمدند، اما غرشهایشان نیروها را مجبور به توقف جنگ کرد.
دورگهها بیش از شصت نفر در رتبه قهرمانی بودند که هفت نفر از آنها در رتبه پنجم بودند؛ تهذیبگران نیروهای مهاجم با ترس به آنها خیره شدند. نمیدانستند آیا هدف آن موجودات توانا هستند یا خیر.
با این حال، دورگهها زود در هوا به سمت میدان نبرد که تهذیبگران رتبه قهرمانی در آنجا بودند، رفتند و زنجیرههای عظیمی را که آنها را به انتهای آن شکافها متصل نگه میداشت، آشکار کردند.
زنجیرها، آیتمهای حکاکی شبیه به آنهایی بودند که برای مهار بردگان استفاده میشدند. به نظر میرسید که امپراتوری توانسته بود زنجیرههای حکاکی شدهی نمادین خود را بهبود بخشد تا بتوانند، حتی روی آن موجودات هم کار کند. همچنین، بیشتر آن دورگهها موجودات کاملی نبودند، بلکه جانورانی نخبه بودند که در طول تغییر، دریای آگاهی ایجاد کرده بودند.
نوآ این واقعیت را که زنجیرهها قادر به کنترل آنها هستند، بسیار شگفت انگیز یافت.
نوآ فکر کرد.
-میتونم به این یکی ملحق بشم.
و شمشیر شیطانی را صدا زد و به سمت یکی از دورگههای در رتبه پنجم شیرجه زد.
نوآ با توجه به دانش گستردهای که در این زمینه داشت، میتوانست موجودی را انتخاب کند که برای شکست دادن، به کمترین میزان انرژی ذهنی نیاز داشت. هدف او در نهایت یک اسب شاخدار در رده میانی رتبه پنجم بود.
اسب شش متر قد داشت و دو جفت شاخ از پیشانیاش بیرون زده بود که به سمت جلو بودند. این جانور جادویی با عنصر زمین بود که میتوانست خاک را کنترل کند تا به سمت حریف خود بدود، اما تواناییهای ذاتی آن در هوا بسیار ضعیفتر بود. همچنین، نمونهای که نوآ به عنوان هدف خود انتخاب کرده بود، یک هیبرید کامل بود، که یعنی به نسخه پایینتر نفس، دسترسی داشت.
درست زمانی که نوآ فکر کرد که امپراتوری در حال هدر دادن قدرت موجود است، اسب یک سری سکوها را زیر سم خود ایجاد کرد تا به س...
کتابهای تصادفی


