تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 854
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۵۴ ۸۵۴. بازگشت
دو نیمه خونین جسد نگاه یخی شروع به تغییر شکل کردند در حالی که هاله قرمز، آنها را در آسمان شناور نگه میداشت. اندازه آنها بزرگ شد و لایهای از موهای خاکستری روی ردای پاره او ظاهر شد.
نوآ به طور غریزی یک قدم به عقب رفت. او هرگز چنین چیزی ندیده بود، اما اثر برخی از حکاکیها را میدانست.
وقتی روی باقی میدان جنگ تمرکز کرد، متوجه شد که مناطق دیگری نیز وجود دارند که همان هاله قرمز اجساد مرده تهذیبگران رتبه قهرمانی امپراتوری را احاطه کرده است.
ارشدهای هایو و شورا با دیدن آن منظره مانند او گیج شده بودند. با این حال، چشمان آنها زیاد روی آن وقایع نماند. آنها به دنبال رهبر سپاه خاندان الباس گشتند.
اندرو از اتفاقاتی که در میدان جنگ میگذشت آگاه بود، اما حتی او نیز به سختی میتوانست شگفتی خود را پنهان کند. در چهره او آمیزهای از کنجکاوی، حیرت و طمع بود، در حالی که به آن نور قرمز خیره شده بود.
نگاه متحدانش او را مجبور کرد که از افکارش بیرون بیاید. او باید از طریق دفترچههایی که سلطنتیها در میان سپاهیان پخش کرده بودند، اوضاع را توضیح میداد.
اندرو گفت: «این ساختار زندگی دومه. این بار نمیتونیم پیروز بشیم، اما به هر حال باید بجنگیم.»
توضیحات او در همین جا خاتمه یافت، اما دیگر مقامات عالی ارتش در طول جنگ آموخته بودند که حرفهای او معقولانه است. آنها میدانستند که علم او در مورد حکاکیها باور نکردنی است و باید به قضاوت او اعتماد کنند.
نوآ نمیتوانست به یکی از اعضای خاندان الباس اعتماد کند، اما به تخصص او احترام میگذاشت و اینکه میدانست او به قول خودش عمل میکند. اما توجه او از جسد نصف شده حریفش که در آن ثانیهها کاملاً دگرگون شده بود، رها نمیشد.
جسد نگاه یخی ناپدید شده بود و بدن ناقص یک جانور جادویی از نوع میمون جای آن را گرفته بود. هاله قرمز در آن زمان شروع به ناپدید شدن کرد و وقتی جسد سقوط کرد، نوآ در زیر آن پرواز کرد تا آن را بگیرد. وقتی اثر حکاکی از بین رفت، دو نیمه خونین بدن میمون در آغوش او فرود آمد و نوآ بالاخره توانست آن موجود را تجزیه و تحلیل کند.
کتابهای تصادفی