تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 860
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۶۰ ۸۶۰. سفیر
نوآ خواب دید. تصاویری که او در خواب دید، بیشتر مربوط به زندگی گونه اژدهای نفرین شده بود، اما تصاویری نیز از ارتباط او با شمشیر شیطانی بود.
او بخشهای زیرزمینی خود را از طریق حواس سلاح خود دید. او گرسنگی و عواطفی را که با خنجر زدن به بدنش در انبوه اجساد جانوران جادویی که نوآ آنجا گذاشته بود، احساس کرد.
نوآ در لحظههای آشفتة آگاهی خود فهمید که بدنش در حال عادت کردن به تکامل وجودش بود. او دیگر فقط یک دورگه نبود. او موجودی بود که اگر به رشد خود ادامه میداد، ناگزیر یک قانون خارج از نظام آسمان و زمین میشد.
خاطرات گونه اژدهای نفرین شده برای نشان دادن وضعیتی که بدن او به آن میرسید، به ویژه بعد از تماس طولانی مدت با تاریکی و شمشیر شیطانیاش کافی نبود.
در میان آن تصاویر و آگاهیهای پراکنده، نوآ شروع به احساس کردن اشتیاقی برای رتبه ششم کرد.
الگویی در تغییرات بدن او وجود داشت. پیشرفتها بین سطوح مختلف فقط تغییرات جزئی را به غیر از افزایش عظیم قدرت فیزیکی او به همراه خواهد داشت.
اینها فقط تلاشهایی بود که بدن او انجام داد تا خود را با سایر مراکز قدرت خود هماهنگ کند، اما تغییرات واقعی زمانی رخ داد که او بین رتبهها پیشروی کرد.
انرژی ذهنی او در حین پیشرفت در رتبه پنجم تغییر کرده بود و دیوارهای دانتیان او با بهبود بدنش بسیار محکمتر شده بود. زمانی که او به رتبه ششم میرسید حتماً چیزی مشابه اتفاق میافتاد، اما تغییرات فقط مربوط به قسمت اژدهای او در آن نقطه نیست.
نوآ انتظار داشت هماهنگی واقعی با فردیت در حال تکامل خود را ببیند، چیزی که پیوندهای او را با دورگههای دیگر قطع کند و او را حتی از منظر آناتومیک در لیگی از خودش قرار دهد.
با این حال، او حتی در خواب میدانست که پیشرفت او به سطح بالا، نیازهای بدنش را تا حد استانداردهای غیرقابل تصوری افزایش میدهد.
نوآ در میان سکوتِ بخشهای زیرزمینیاش از خواب بیدار شد و شمشیر شیطانی به محض این که احساس کرد کاملاً هوشیار شده است، غر...
کتابهای تصادفی


