تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 868
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۶۸ ۸۶۸. حیران
انفجار آسیبی به ساختار ساختمانها و مقرهای زیرزمینی وارد نکرد، اما حکاکیها نتوانستند از گسترش لرزهها جلوگیری کنند. آنها یکپارچگی ساخت و سازها را حفظ کردند، اما انفجار همچنان کل منطقه را تحت تأثیر قرار داد.
با این حال، هیچ کس برای بررسی وضعیت نیامد، حتی تهذیبگران رده قهرمانی که درست بالای آن منطقه زندگی میکرد، به خود زحمت ندادند که موقعیت خود را ترک کنند.
دنیل متحیر شد. او میدانست که آزمایشهای یک تهذیبگر رتبه ۵ میتواند نتیجه ضعیفی داشته باشد، اما اینکه هیچ یک از زیردستان هایو به کمک آنها نیامده بودند، کاملاً غیرطبیعی بود!
بالاخره این موضوع مربوط به مقر رهبر آنها بود. امنیت نوآ باید اولویت اصلی نیروهای ضعیفتر رتبه قهرمانی باشد.
البته دنیل نمیدانست که دیگر ارشدها قبلاً یک وقتی که برای اولین بار انفجار درست زیر پای آنها ایجاد شده بود، او را چک کردند. با این حال، آنها فقط نوآی آزردهای را پیدا کردند که به آنها دستور داد دیگر هرگز وضعیت او را بررسی نکنند.
دنیل به زودی متوجه شد که چنین انفجارهایی یک منظره رایج در شهر بیطرف است.
دو زن کنار او خیلی سریع واکنش نشان داده بودند و حتی به نظر نمیرسید از این وضعیت ناراحت شده باشند. چهره آنها بیشتر آمیزهای از درماندگی و آزردگی به خاطر قطع نبردشان بود.
جون گفت: «برد این یکی به من میرسه.»
جون شروع به راه رفتن در زیرزمین کرد که انگار هیچ اتفاق غیرعادی نیفتاده است.
فیث در حالی که او را در راهرو دنبال میکرد، پاسخ داد:
«اگر نتونم به زودی نیت جنگیت رو خاموش کنم، همه بردها به تو میرسن.»
دنیل فقط توانست آن دو را در حالی که حالتی آشفته به چهره داشت دنبال کند. او از همان لحظه داشت دوباره در ذهنش انتظاراتش درباره وظیفه سفیر شهر بیطرف، ارزیابی میکرد.
وقتی سه نفر به داخل اتاقک نوآ برگشتند، او را دیدند که به دیواری خیره شده بود، جایی که ابر سیاه درست چند دقیقه قبل در آن معلق بود. با این حال، اکنون هیچ گازی وجود نداشت و تنها چند رد روی صخرههای لاجوردی، آثار انفجار را نشان میداد.
شمشیر شیطانی به طور معمول...
کتابهای تصادفی

