تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 869
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۶۹ ۸۶۹. پیشنهاد
نوآ کشور اودریا و آرامگاه آن را فراموش نکرده بود. در واقع او به طبیعت آن مکان علاقهمند بود.
در ابتدا یاد گرفته بود که آن را به عنوان یک منطقه آموزشی که امپراتوری از ارتش خود استفاده میکرد، بپذیرد. داستان رسمی این بود که رقیب یزدان امپراتوری در مسابقه به رتبههای آسمانی باخته بود. که باعث شد کل کشور به خاطر آن رنج ببرد.
با این حال، این فقط دانشی بود که توسط تهذیبگران انسانی منتقل شده بود. سوابق بازیابی شده در قصر فانی، تفاوتهایی را در آن داستان نشان داده بود.
اگر هر دو داستان صحیح باشند، پس کشور اودریا بیش از سی هزار سال در آن وضعیت بود، چیزی که باورش برای نوآ سخت بود. سازمانی که فقط از چند هزار تهذیبگر رتبه انسانی ساخته شده بود، نمیتوانست اینقدر دوام بیاورد.
رازهایی در آنجا وجود داشت. با این حال، حضور یزدان امپراتوری، معدود کارشناسان کنجکاو را مجبور کرده بود که از کاوش آن دست بکشند.
با این حال، بیش از ده سال بود که یزدان ناپدید شده بود و شایعات دوباره منتشر شده بودند.
این طور نبود که فیث وقتی متوجه مشکلاتی که نوآ در طول آزمایشهای خود با آن روبهرو بود، به کشور اودریا فکر کرده باشد. تهذیبگران زیادی از وجود آرامگاه مطلع نبودند، اما بیشتر آنها میتوانستند آن کشور را با یزدان امپراتوری ارتباط دهند.
هر چیزی که مربوط به یک موجودیت آسمانی باشد برای تهذیبگران رتبه قهرمانی بسیار ارزشمند خواهد بود و کل سازمانها مایل به جنگ برای آنها هستند. با این حال، فیث در مورد آن منطقه تمرین میدانست، زیرا جون تقریباً همه چیز را در مورد اوقاتش با نوآ به او گفته است.
این به او این ایده را داد که راه حل مشکل نوآ میتواند در یکی از مناطق تمرینی برای تهذیبگران رتبه قهرمانی باشد. به هر حال، بیش از حد مشهود بود که نوآ به تمام کمکهایی که میتوانست در آن پروژه دریافت کند، نیاز داشت.
حتی جون اعتراف کرده بود که برای موفقیت در آن پروژه مخفی به کمک نوآ نیاز داشته بود. این به تنهایی گواه این بود که او نیز روزگار سختی خواهد...
کتابهای تصادفی


