تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 876
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۷۶. طوفان
این رویداد ناگهانی، اشتیاق گروه را برای کشف رازهای آن بُعد جداگانه افزایش داد. با این حال، آنها باید قبل از ادامه سفر خود به سمت مناطق مرکزی استراحت می کردند. آنها می خواستند دستاوردهای به دست آمده را قبل از نزدیک شدن به مناطقی که خطرناک تر بودند، جذب کنند.
پیشروی آنها از سر گرفته شد، اما در حین حرکت به جلو، به هر اثر باد، توجه ویژه ای داشتند. شیطان رویابین درست میگفت که نباید از آن قوانینِ آشفته سوء استفاده کنند، اما این بدان معنا نبود که باید به طور کامل از آنها دوری میکردند.
آن قوانین به آنها کمک می کرد تا درک خود را از مرحله بعدی در رتبههای قهرمانی گسترش دهند و اگر در مقادیر کم گرفته میشدند، مضر نبودند. در حال حاضر، تنها دو شیطان، سعی در اعمال قوانین داشتند، در حالی که دیگران هنوز فردیت خود را ابراز میکردند.
نوآ بعد از آن تقریباً علاقه خود را به جانوران جادویی از دست داد. او هنوز هم موجوداتی را که در طول مسیر پیدا میکرد تجزیه و تحلیل میکرد، اما وقتی راهی برای بهبود سریع قدرت خود پیدا کرد، درک ساختار جانوران، اولویت خود را از دست داد.
همچنین، زنجیره غذایی، بسیار ساده به نظر می رسید و ویژگی های منحصر به فرد نمونه هایی که در آنجا زندگی می کردند نیز چندان خاص نبود.
جانوران، متنوع بودند، اما آنجا جانوران جادویی فراوانی بود که می توانستند در زیر زمین زندگی کنند. بسیاری از گونههای مختلف، معمولاً در مناطق مشابهی زندگی نمیکنند، حتی در مناطقی که از سرزمینهای جادوانه آمدهاند.
از این رو، نوآ فکر میکرد که خدای امپراتوری بدون توجه به ایجاد تعادل یا اکوسیستم کارآمد، آنها را به آنجا پرتاب کرده است. او فقط اجازه داده بود که انتخاب طبیعی، مسیر خود را طی کند.
البته این فقط یک فرضیه بود. با این حال، نوآ دلایلی داشت که معتقد بود آلمایتی هرگز برای مدیریت مخلوقات آنجا برنامه ریزی نکرده بود.
هیچ متخصصی در زمینه جانوران جادویی، موجودات پرنده را در دنیایی که آسمان آن دشمن بود، قرار نمی داد. قرار دادن موجودات نامناسب برای یک محیط، فقط هدر دادن منابع بود و این به عنوان منبع اصلی غذا برای سایر گونه ها عمل نمی کرد.
در چشم...
کتابهای تصادفی


