تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 875
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 875 - قوانین
از آنجا که نوآ قبلاً یکبار آن را تجربه کرده بود، توانست کنترل خود را در طول آن احساس ناگهانی حفظ کند.
ذهن او به حالت عجیبی که در طول ساختار ترانس تجربه کرده بود، بازگشت. دنیای قوانین در مقابل چشمانش آشکار بود و حرکت ساده انرژی ذهنی او باعث شد که به سطوح جدیدی از درک برسد.
با این حال، به محض اینکه طوفان از آنها عبور کرد و در هوا پراکنده شد، این احساس ناپدید شد.
دنیل و فیث زمانی به زانو در آمدند که هوشیاری آنها با قوانین قطع شد. آنها احساس میکردند که با بازگشت ذهنشان به حالت عادی، از قدرت تهی شدهاند.
با این حال، فردیت آنها به زودی بدن آنها را پر کرد و نیرویی را که در تمام آن سالها پرورش داده بودند، به آنها بازگرداند.
جون نیز متزلزل شد، اما او توانست روی پاهای خود ایستاده بماند، وقتی امواج ذهنی او حضور خود را دوباره در دنیای مادی نشان دادند، نفس نفس میزد.
فقط نوآ و شیاطین بعد از آن اتفاق ناگهانی هیچ ایرادی نداشتند. با این حال، چشمان آنها با حرکات تند محیط را اسکن میکردند تا علت آن پدیده را بیابند.
حقیقت این بود که حتی هر سه تای آنها وقتی کنترل ذهن خود را از دست دادند، احساس ترس کرده بودند. ترس نوآ حتی از ترس دو شیطان هم فراتر رفت، زیرا او فکر میکرد که مشکلی در بدنش رخ داده است و میخواست به اژدهای نفرین شده تبدیل شود.
با این حال، آن تجربه کاملاً بیضرر بود، به جز چند ثانیه مبارزهای که فیث، جون و دنیل داشتند. در واقع، به نظر میرسید که هاله شش نفر پس از تثبیت آنها کمی شدیدتر شده است.
دنیل در حالی که تلاش میکرد بلند شود فریاد زد: «این چی بود دیگه!» با این حال، جون کاملاً ثابت نبود و با آن کشش نزدیک بود بیفتد، اما نوآ او را گرفت و فیث را بلند کرد.
دنیل پاسخی نداد زیرا از اینکه آنها نیز تجربه کرده بودند، مطمئن نبود. او فقط میتوانست باد ملایم را به آن بهبود موقت آگاهی آنها متصل کند، اما نمیتوانست این پدیده را توضیح دهد.
هر چ...
کتابهای تصادفی

