تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 885
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۸۸۵ : تولد
دنیا معمولا نام تهذیبگرانی را که در طول عمرشان عنوانهایی را کسب کرده بودند فراموش میکرد و فقط سازمانهای بعد از آنها رد پایشان را دنبال میکردند.
نمیشد در مورد این موضوع کاری انجام داد. اکثر تهذیبگران بعد از اینکه به رتبهی پنجم یا بالاتر میرسیدند عنوانی را به دست میآوردند و دنیا فقط در آن زمان وجودشان را تصدیق میکرد. موجوداتی مانند نوآ کمیاب بودند چون اکثر تهذیبگران انسانی نمیتوانستند بر اوضاع سی*اسی خارج از کشورشان تاثیر بگذارند.
برای مثال دنیا خیلی قبلتر از شکست فرقههای شیطانی نامهای واقعی شیاطین را فراموش کرده بود و حتی در هایو هم تهذیبگران زیادی وجود نداشتند که بتوانند آنها را بشناسند. این پدیده بیشتر در امپراطوری دیده میشد چون یزدان به هر تهذیبگر رتبه قهرمانی یک عنوان میداد.
ولی نوآ و دیگران با شنیدن سخنان آن اراده اصلا شکی به دل خود راه ندادند. تنها موجودی که میتوانست نام «شاندال» را یدک بکشد خود یزدان امپراطوری بود.
نوآ در حالی که اراده را بررسی میکرد با خودش فکر کرد: «اون نباید بتونه ذهنمو بخونه.»
آن پیکر اثیری با نور سفید ملایمی میدرخشید و هیچ رنگ دیگری را نشان نمیداد. نوآ و بقیه متوجه موهای بلند و ریش او شدند که هر دوی آنها به صورت دستههای بزرگی شانه شده و توسط یک سری حلقه به هم متصل بودند.
وقتی پای ارادهها در میان بود نوآ به یک متخصص تبدیل میشد. او قبلا یکی از آنها را با همان سطح دیده بود. در آن زمان ارادهی شیطان آسمانی توانسته بود با یک نگاه ساده تقریباً همه چیز را دربارهی او بفهمد.
تفاوت زیادی بین یک تهذیبگر انسانی و یک موجود آسمانی وجود داشت حتی اگر آن موجود فقط یک اراده باشد. با این حال شیطان آسمانی به انتقال روح او اشارهای نکرد که یعنی محدودیتهایی برای دریافت اطلاعات از هدفش بدون اینکه آسیبی به ذهنش برساند وجود داشت.
حالا در عوض نوآ جادوگری رتبه پنجم با انرژی ذهنی منحصر به فردی بود که میتوانست ارادهها را ببلعد. ساختارهای دفاعی درون دریای آگاهیاش برای کسی که میخواست بدون هشداری درون او را جستجو کند، بیش از حد محکم بود.
او کاملا مطمئن...
کتابهای تصادفی
