تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 893
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۹۳ - بنیانگذار سیاه
نوآ قبلاً چنین حرفهایی را شنیده بود. شیطان تعقیبگر قبلاً در ضیافتی که به افتخار بازگشت شیاطین برگزار شد، مشکلات مربوط به فردیت گستردهتر را توضیح داده بود.
تهذیبگران رتبه قهرمان عموماً در جنبههای فردیت خود با رشدشان تخصص داشتند. وجود آنها میتوانست بر قوانین مرتبط با آنها تأثیر بگذارد تا اینکه سرانجام به چیزی منحصربهفرد تبدیل شود که در جهان وجود ندارد.
البته، اگر فردیت گستردهتر بود و در بسیاری از زمینهها گسترش مییافت، این روند زمان بیشتری میبرد.
این موضوعی ساده در مورد تعداد قوانین بود. فردیتهای گستردهتر باید میآموختند که چگونه از آنها استفاده کنند تا به چیزی منحصربهفرد تبدیل شوند.
اما تهذیبگران محدودیتهایی داشتند. دنیاها میتوانستند به اندازه نیازشان قوانین داشته باشند، اما وجود قهرمانان بسیار پایینتر از این سطح بود.
طبیعی بود که شاندال نگران مسیر نوآ باشد. او امیدوارکنندهترین موجودی بود که سرزمینهای فانی تا به حال به خود دیده بود و ماموریت یزدان شکست دادن بهشت و زمین بود.
همچنین نوآ شاهد زندهی خطاهای آسمان و زمین بود. او در آن مأموریت آنقدر نقش مهم داشت که به دلیل جاهطلبی سیری ناپذیرش خطر از دست دادن آن را ببیند.
نوآ از شنیدن سخنان اراده تعجب نکرد. او در طول مراقبههای خود نیز در مورد این موضوع فکر کرده بود. با این حال، او به این نتیجه رسیده بود که به دنبال چیزی است که هست. رویکرد او کاملاً طبیعی بود و این فردیت بود که تمام وجود او را منعکس میکرد.
او شمشیری بود که قادر به ویران کردن و آفرینش بود. تنها حضور او میتوانست نفس را در محیط به انرژی اولیه تبدیل کند و تاریکی او میتوانست موجودات زنده را به دنیا بیاورد.
نوآ یکی از مهرههای شطرنج را برداشت و قبل از قرار دادن آن در نقطه قبلی آن را بررسی کرد. او این حرکت را برای پیادهها با رنگهای مختلف تکرار کرد و شاندال فقط با نگاهی کنجکاو او را نگاه کرد.
شاندال بهعنوان خدایی که هزاران سال در سطح پایینتری زندگی کرده بود، چیزهای زیادی در مورد فردیتها آموخته بود. او میدید که انس...
کتابهای تصادفی
