تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 899
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۹۹ ۸۹۹. نور
نوآ در حالی که دومین شکل از هنر رزمی خود را اجرا میکرد، پرسید: «هیچی؟» و غار خارج از ساختار را هدف قرار داد. صدای او به دلیل حالت شیطانی و ویژگیهای هیولاییاش به صورت خرخر بیرون میآمد.
دنیل در حالی که کتیبه خود را در حلقه فضاییاش ذخیره میکرد فریاد زد: «هیچی!» و دوباره هاله سفید خود را از سر گرفت. «اینطور که به نظر میرسه هیچ پیام ذهنی نمیتونه از منطقه فرار کنه.»
گروه تا آن لحظه با شش سری حملهی دیگر از طلسمها روبهرو شده بود، اما وضعیت آنها در آستانه بحرانی شدن بود.
مارهای روحی هنوز کار خود را به عنوان سپر گوشتی انجام میدادند، اما جراحات بدن آنها را پر کرد و برخی زخمها به اندامهای داخلی آنها رسیده بود. همچنین غرایز آنها شروع به کنترل بدنشان کرده و مجبورشان میکرد دستورات نوآ را نادیده بگیرند.
نوآ از غرورش استفاده میکرد تا دورگهها را مجبور کند عقل خود را سر جایشان نگه دارند. با این حال، غریزه بقای آنها با بدتر شدن وضعیت بدنشان شدیدتر میشد.
دیر یا زود مارها عقل خود را از دست میدادند و با توانایی ذاتی خود از ساختار فرار میکردند و بقیه گروه را در محاصره تنها میگذاشتند.
البته جانفشانی آنها به تهذیبگران اجازه داد تا تمام حملات را مسدود کنند و به نوآ فضای کافی داد که به حمله کردن به مرکز کنترل ادامه دهد.
آب اطراف گروه پس از آخرین حمله نوآ دوباره لرزید و خطوط درخشان در آن قسمت از دریا ظاهر شد. حتی برخی از آنها در طول لرزش از هم پاشیدند، اما ساختار عمدتاً دست نخورده بود.
-توی کمتر از یه روز این کارو کردن!
نوآ در ذهنش ناسزا میفرستاد و غرش دیگری برای سرکوب غرایز مارها منتشر کرد.
-اگه دورگهها نبودن، تا الان بعضی از رازهامون فاش میشدن.
معلوم بود دشمنانشان آماده آمده بودند. آنها نیروی انسانی قویتر از گروه نوآ به کار گرفته بودند و حتی از ساختار آزاردهندهای استفاده میکردند.
اگر نوآ سه دورگه را نمیفرستاد، مجبور میشدند از تمام داراییهای خود برای زنده ماندن استفاده کنند، که یعنی آشکار کردن انرژی بالاتر جون و بعد جداگانه. با این حال، این امید وجود دا...
کتابهای تصادفی

