تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 900
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۹۰۰ ۹۰۰. سر
نوآ و دیگران نمیدانستند که نشان تا چه اندازه مؤثر بود، اما بسیار بیشتر از آن چیزی که انتظار داشتند به درد میخورد.
این آیتم تمام تهدیدات در یک منطقه بزرگ را از بین میبرد و ساختاری را که گروه را در دام نگه میداشت از بین برد. حتی فرم شیطانی نوآ را تحت تاثیر قرار داد، اما اینطور که به نظر میرسید قادر نبود به موجودات زنده صدمه بزند، زیرا دورگهها سالم بودند.
مارهای روحی دیگر توان نداشتند و غرایز آنها در آستانه بهدست گرفتن کنترل بدنشان بود. اگر نشان میتوانست بر موجودات زنده تأثیر بگذارد، آنها را هدف قرار میداد.
تنها عیب آن آیتم آسمانی میزان نور مورد نیاز برای شارژ مجدد آن بود. برای یک تهذیبگر آسمانی با استعداد متوسط مشکلی نیست که آن را همیشه آماده نگه دارد، اما دنیل فقط یک موجود در رتبه پنجم بود.
هیچکس در گروه نمیدانست چقدر طول میکشد تا این نشان دوباره قابل استفاده شود. تنها امید دنیل این بود که شیطان تعقیبگر تصمیم بگیرد برخی از منابع هایو را برای این هدف جابجا کند.
با این وجود، در حال حاضر وضعیت نشان آخرین مشکل گروه بود.
نوآ به محض فعال شدن مجدد حالت شیطانی، فرم دوم هنر رزمی پنجهی اژدها را اجرا کرد. شکاف بلندی در دریا پدیدار شد و مسیری خالی ایجاد کرد که نوآ و غار را از دور به هم وصل میکرد.
حمله نوآ بدون انسداد ساختار، توانست به مرکز کنترل برسد و شکاف عمیقی در آن ناحیه ایجاد کند.
زمین لرزه کف دریا را پر کرد، اما هیچکس از غار ویران شده بیرون نیامد. به نظر میرسید که آن مکان متروک بوده و تنها به عنوان هسته ساختار عمل میکرد.
جون و سایرین آماده حمله بودند، اما نتیجهی حمله نوآ باعث شد که سر جایشان متوقف شوند. دشمنان آنها آنجا نبودند.
جون در حالی که هوشیاری خود را برای جستجوی مهاجمان آشکار میکرد فریاد زد: «اونا باید نزدیک باشن!»
او میدانست که کتیبهها، طلسمها را در ساختار ذخیره نمیکنند. دشمنان از شخصی در نزدیک خود خواستند تا از آنها استفاده کند و با استفاده از ماتریسی خاص حملات را به داخل منطقهی جدا شده تلهپورت کند.
با این وجود، این واقعیت ...
کتابهای تصادفی


