تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 907
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۹۰۷ ۹۰۷. خلقت
دفترچه یادداشت نوآ مدام زنگ میزد. در ابتدا فقط جون بود، اما حتی تهذیبگران رتبه ۵ دیگر در شهر بیطرف شروع به ارسال پیامهای ذهنی برای او کردند.
همه پیامهای آنها یک واقعهی واحد را توصیف میکرد. به نظر میرسید که کشش گرانشی هم روی نفس و هم بر ساختمانهای روی سطح تأثیر گذاشته بود.
این نیرویی نبود که حکاکیها در منطقه زیرزمینی بتوانند به طور کامل آن را مسدود کنند. نوآ یک ستاره تاریک کوچک ایجاد کرده بود که با گذشت زمان قویتر میشد. تأثیرات آن در جهان بیرون ناگزیر بود.
تا وقتی که آزمایش فقط بر روی نفس تأثیر میگذاشت، مشکلی نبود. تهذیبگران دارای رتبه قهرمان اغلب تکنیکهایی را اجرا میکردند که شامل مقادیر زیادی از انرژی بود.
با این حال، ساختمانها نیز توسط این کشش شروع به ترک خوردن کرده بودند. شهروندان شهر تجاری آسمانی با دیدن آن منظره با فکر اینکه ممکن بود جان خود را از دست دهند وحشت کردند.
تهذیبگران انسان از این هم بدتر بودند. آنها نمیتوانستند بدون ابزار لازم برای زنده ماندن در برابر نفس متراکم در محیط قاره جدید شهر را ترک کنند.
آنها در شهری گیر افتاده بودند که کم کم داشت از هم میپاشید.
این موضوع زمانی بدتر شد که اولین تهذیبگران رتبه ۲ در برابر اثرات افزایش جاذبه زمین، شروع به سقوط کردند. آنها احساس میکردند که ناگهان کوهی روی شانههایشان ظاهر شده بود، درهمان حال بدنهایشان را به جادههای اصلی میکشانند تا از آن تخریب آهسته فرار کنند.
برخی از آنها حتی در جهت ساختمانهای مرکزی حرکت کردند، به این امید که تهذیبگران قهرمان قدرتمندشان بتوانند جلوی فاجعهای را که بر سر خانههایشان فرود میآمد را بگیرند.
نوآ وقتی به ستاره سیاه خیره شد احساس تردید کرد. گزارشهای دیگر تهذیبگران رتبه ۵ او را آزار نمیداد و به سلامتی نیروهای رتبه انسان در شهر اهمیت نمیداد.
با این حال، جون در پیامهای ذهنی خود نگران به نظر میرسید، این یعنی وضعیت در سطح بسیار بدی بود.
در همان زمان ستاره سیاه به نقطهای رسیده بود که نوآ دیگر قادر نبود به آن تاریکی کافی بدهد. نیروی کشش آن به حدی قوی شد...
کتابهای تصادفی

