تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 915
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۹۱۵ ۹۱۵. قلب سوزان
نوآ معمولاً از حکاکی کردن اقلامی که قبلاً یک دور جعل را پشت سر گذاشته بودند، اجتناب میکرد.
روش جعل عنصری برای هر محصولی که میخواست بسازد، معانی خاصی را میطلبید، و ادغام مواردی که قبلاً حکاکی شده بودند، معمولاً به تضاد ارادهها منجر میشد.
با این حال، نوآ هنگام آمیختن مرکز قدرت جدید با قلب خود نیازی به تغییر اراده نداشت. او از همان انرژی بالاترِ آغشته شده برای وادار کردن بافتهایش برای ادغام استفاده کرده بود.
این امر ضروری بود تا بدن او اندام جدید را جزئی از وجود نوآ بداند. او نمیتوانست آن را فقط در آنجا قرار دهد، زیرا برای هماهنگ کردن آن نیاز به انعطافپذیری موجودات جادویی بود.
با این حال، هماهنگی واقعی پس از پیشرفت بعدی بدن او بهدست میآید. حالا او باید به تنهایی با عواقب اندام جدیدش کنار میآمد.
نوآ احساس میکرد که درون قفسه سینهاش پس از به هم پیوستن دو عضو به ماگمای سوزان تبدیل شده است. بدن او میتوانست گرمای تابش شده توسط مرکز جدید قدرت را زمانی که آن بخشی از بافتهایش نبود تحمل کند، اما به نظر میرسید که پس از جعل دوم قادر به انجام این کار نبود.
نوآ در حالی که هوشیاریش دور قلبش جمع میشد و سعی میکرد موج گرما را سرکوب کند، روی زانوهایش افتاد. وقتی او در تلاشی عجولانه روی زمین خم شد تا آن نتیجه را مهار کند خون از زخم روی قفسه سینهاش آمد.
مرکز جدید قدرت به سیستم گردش خون او دسترسی نداشت. آن قسمتی از قلب نوآ بود اما از چهار حفره اعضای بدنش جدا شده بود.
نوآ فقط آن را با بافتهایش ترکیب کرده بود تا بتواند بخشی از بدنش شود. او آنقدر احمق نبود که خون خود را در تماس مستقیم با ستاره تاریک قرار دهد.
اما، گرما به هر حال فرا رسیده بود و از آنجایی که انرژی ذهنی او نمیتوانست جلوی آن را بگیرد، روی بقیه بدناش پخش شد.
اکثر تهذیبگران سعی میکردند این فرآیند را برگردانند یا آزمایش را در آن مرحله شکست خورده بدانند، اما نوآ با عواقب بدتری در زندگیاش مواجه شده بود.
او میدانست که بدنش مدتی طول میکشد تا با چنین تغییرات تهاجمی سازگار شود. از این گذشت...
کتابهای تصادفی


