تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 933
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۹۳۳ ۹۳۳. راهنما
امپراتوری شاندال برای پایان دادن به جنگ عجله نداشت. قضیه برعکس بود.
قرار گرفتن در برابر سه تا از قدرتمندترین سازمانها در آن سرزمینهای فانی، نتیجهی جنگ را آشکار کرد. امپراتوری بدون حضور رئیس خاندانش نمیتوانست کاری از پیش ببرد. بنابراین، تمام تلاش خود را کرد تا فتح کردن و شکست دادنش سخت به نظر برسد.
تنها دو نتیجه ممکن برای آن جنگ وجود داشت: کاملا شکست بخورند یا با شرط و شروط تسلیم شوند. از آنجایی که فتح کردنش سخت بود فراهم کردن شرایط تسلیم انتخاب بهتری بود.
هر چه نیروهای متجاوز بیشتر برای پیشروی رنج میکشیدند، پیشنهاد تسلیم شدن امپراتوری سخاوتمندانهتر میشد.
البته نیروهای متجاوز آرزو داشتند که دقیقا برعکس این اتفاق بیفتد. آنها میدانستند که از بین بردن امپراتوری تقریباً غیرممکن است زیرا در خانه آن میجنگیدند. با این حال، نشان دادن برتری در میدان نبرد میتوانست آن را مجبور به پذیرش شرط و شروط سخت کند.
با این حال اسرار بسیاری بود که امپراتوری در زمان حکومت خود از جهان پنهان نگه داشته بود و رویارویی با آنها در جنگ، بیش از حد انتظار دردسرساز شده بود.
ارتش مهاجمان پس از ظهور تیرانوساروس عقبنشینی کردند. بسیاری از نیروهای انسانی به دلیل عقبنشینی ناگهانی جان خود را از دست دادند، اما سازمانهای بالاتر از این موضوع ناراحت نشدند.
آنها فقط میتوانستند به راههایی برای مقابله با ساختار جنگی قدرتمند فکر کنند و در صورتی که امپراتوری نیروهای دردسرسازتری در دست داشت، برنامههایی را آماده کند.
رجینا به تهذیبگران رتبه پنجم دیگری که دورش جمع شده بودند گفت: «تا وقتی که از درون بهم بریزیمش، میتونیم اون چیزو شکست بدیم.»
نوآ و دیگران در یکی از اردوگاههای ساخته شده در سرزمینهای تازه فتح شده در قاره کهن گرد آمده بودند. آنها در حال برگزاری یک جلسه برای بحث در مورد چگونگی مقابله با ساختار جنگی بودند.
آنها در یافتن نقطه ضعف اصلی تیرانوساروس مشکلی نداشتند. چون دانش سلطنتیها از روشهای حکاکی تقریباً بیحد و مرز بود و کشور پاپرال خانه آن تکنیکها بود.
مسئله اصلی قدرت تیرانوساروس بود.
ساختارهای جنگی برای کار کردن نیاز به هماهنگی داشتند. همه دست اندرکاران این تکن...
کتابهای تصادفی

