تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 932
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۹۳۲ ۹۳۲. مخلوق
نوآ از اینکه اعضای امپراتوری چیزهای زیادی در مورد موجودات منقرض شده و باستانی میدانستند، تعجب نکرد. شاندال به قدری زندگی کرده بود که احتمالاً این شانس را داشت که درمورد بسیاری از گونههای مختلف را که نتوانستند در گذر زمان زنده بمانند، مطالعه کند.
در عوض، آنچه او را شگفت زده کرد، ویژگیهای مختلف این جانور بود که با آمار مربوط به آن گونه مطابقت نداشت.
اطلاعات زیادی درمورد ساختار تیرانوساروس و انواع آن وجود نداشت، اما نوآ مطمئن بود که آنها بال ندارند. آن دو جفت چنگال عظیم با هیچ افسانهای مطابقت نداشتند.
همچنین این واقعیت که هاله یک دورگهی نیمه رتبه شش را از خود ساطع میکرد، آن موجود را خطرناکتر جلوه میداد.
نوآ و دیگران در آن لحظه آن سوی میدان جنگ بودند. نمیدانستند که این موجود چقدر سریع است، اما مطمئن بودند که آنها را تا این فاصله دنبال نخواهد کرد.
چون محافظان آنجا بودند تا از مرزهای امپراتوری دفاع کنند. آنها قبلاً نشان داده بودند که بیشتر از این پیش نخواهند رفت زیرا وظیفه آنها به خارج از قلمروشان مربوط نمیشد.
آنها همانجا، داخل موجود جادویی درخشان ماندند و با نگاههای چالش برانگیز به مهاجمان چشم دوختند.
نوآ برگشت و به رتبه بالاهایی که نزدیکش بودند نگاه کرد. باید اعتراف میکرد که نمیدانست در آن موقعیت چه کند، اما متحدانش در زمینهی ساختارهای جنگی خیلی بیشتر از او اطلاعات داشتند.
تمرکزش بر تهذیبگران مرحله جامد رتبه پنجم بود زیرا قضاوت آنها بدون شک دقیق بود.
ارشد جولیا، ارشد رجینا، و اندرو الباس هنگام بررسی جانور آبی رنگ، نگاههای کنجکاوانهای به چهره داشتند. آنها احساس میکردند که قدرت آن موجود از مرزهای رتبه پنجم فراتر رفته، اما همچنین مطمئن بودند که با ضعیفترین موجود رتبه ۶ در جهان قابل مقایسه نیست.
تیرانوساروس ضعیفتر از موجودات جادویی در پایینترین نقطهی رتبه ۶ به نظر میرسید، اما از هر کدام از آنها قویتر بود. سوال اصلی در ذهنشان این بود که آیا هنگام مبارزه، از همهی آنها قویتر خواهد بود یا نه؟
نبرد بین نیروهای انسانی در زمین ادامه داشت و فقط برخی از آن ته...
کتابهای تصادفی

