تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 952
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۹۵۲ ۹۵۲. گل
فرار از شعلههای آتش غیرممکن بود. آتش آنقدر سریع گسترش یافت که نوآ حتی وقت نکرد قبل از اینکه با متحدانش درون آن غرق شود، یکی از طلسمهای خود را فعال کند.
دو موجود متصل به او به خاطر غریزه خود واکنش نشان دادند. شمشیر شیطانی و اسنور زیاد بحث میکردند، اما به محض اینکه خطر در ذهنش به اوج رسید، افکار نوآ را دور زدند و غریزه بقای او را دنبال کردند.
شمشیر شیطانی در ردای او پنهان شد و زمانی که شعلههای آتش تمام مناطق داخل دیوارهای دفاعی امپراتوری را فرا میگرفت، یک غشای سیاه متراکم روی بدنش ظاهر شد. آتش حتی بر روی گنبد آبی سقوط کرد، اما نتوانست آسیبی به آن سازه وارد کند.
با این وجود، مناطق مختلف در کمتر از یک لحظه از هم پاشیدند. به محض تماس شعلهها به خاکستر تبدیل میشدند و هیچ اثری از آنها باقی نمیماند.
هر شکلی از پوشش گیاهی روی زمین میسوخت و حتی خود زمین هم آتش گرفت. جایی که زمانی خانه قویترین سازمان در آن سرزمینهای فانی بود، تبدیل به یک سرزمین سیاه پر از شکافها و سنگهای سوزان شد.
تصویر به منظرهای از سایههای سرخ رنگ تبدیل شد، هر از چند گاهی نور آبی گنبد میتوانست از دریای شعلهها عبور کند و به جهان بتابد. دریای سرخ مدتی در جای خود باقی ماند. سپس جمع شد و به شکل مردی درآمد که با لبخندی رضایتمند، به ویرانی خودش خیره شده بود.
وقتی دید که گنبد آبی آسیبی ندیده چهرهاش اندکی آزرده شد اما با نگاه کردن به نیروهای مهاجم لبخندش پر رنگتر شد.
فقط چند تهذیبگر هنوز در هوا ایستاده بودند. ارشد رجینا و چند تهذیبگر رتبه ۵ پشت در طلایی رنگ بزرگی ایستاده بودند که توانسته بود بیشتر نیروی شعلههای آتش را جذب کند. با این وجود، سوختگیهای بیشماری روی بدنشان به چشم میخورد و استخوانهای نیم سوز شدهای از بدن برخی از آنها بیرون زده بود.
فعال کردن درب طلایی عمدی نبود. این حفاظت، آیتمی بود که شورا برای حفظ جانش به ارشد رجینا داده بود. یک سپر حکاکی شده که در صورت مواجهه با حملهای مرگبار، خود به خود فعال میشد.
ارشدهایی که در نزدیکی او بودند م...
کتابهای تصادفی
