تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 953
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۹۵۳ ۹۵۳. اتحاد مجدد
زمان برای همه ساکنان منطقه متوقف شد و حتی شعلههایی که هنوز روی زمین باقی مانده بود، یخ زدند. فقط گل، روی دست شیطان ویرانگر رشد کرد.
یخ، از گل شروع به پخش شدن کرد، دست شیطان ویرانگر را پوشاند و به بقیه بازوی او رسید. اما زمانی که داشت به شانهاش میرسید تا آن را هم منجمد کند، فرد قدرتمند مشتش را گره کرد و یخ را درهم شکست.
شیطان ویرانگر هیچ نارضایتی از خود نشان نداد. در عوض، زمانی که خاطرات بیش از هزار سال پیش در ذهنش زنده شد، گیج شد.
«فكر ميكردم مرده باشین.» شيطان ويرانگر بدون اينكه حواسش را پراكنده كند گفت: «نیازی به پنهان شدن نیست. میدونم دارین از پسره محافظت میکنین.»
با سخنان او، دو سایه از پشت دیوارهای دفاعی فرو ریخته ظاهر شدند و پس از آنکه در مقابل آوارهایی که نوآ زیرش گیر افتاده بود رسیدند، زمان دوباره جریان یافت.
ارشدهای هایو وقتی دیدند دو شیطان به کمکشان آمدند، با آسودگی آهی کشیدند و ارشد جولیا وقتی دید شیطان پرنده به مرحله جامد رسید، سر تکان داد.
حالا تهذیبگران رتبه ۵ در مرحله جامد در هایو وجود داشتند و دو تای آنها موجوداتی بودند که توسط یک یزدان تربیت شده بودند!
وقتی دو شیطان وارد شدند، تعجب در چهرههای نیروهای شورا و خاندان الباس ظاهر شد. سلطنتیها عمدتاً از اینکه هایو موفق شده بود چنین نیروهای قدرتمندی را برای مدت طولانی پنهان کند شگفتزده بودند.
از طرفی دیگر، ارشدها بودند که هویت دو تهذیبگر قدرتمند را میدانستند و متوجه شدند که آنها از نابودی فرقههای شیطانی جان سالم به در برده بودند. این که جلوی شیطان ویرانگر را گرفته بودند تا نوآ را به دست نیاورد، صحنه را بیشتر نوستالژیک کرد.
یک طرف دارای جناح شیطان آسمانی بود، در حالی که طرف دیگر دلیل تخریب فرقههای شیطانی را در اختیار داشت. گویی تاریخ دوباره تکرار میشد.
«هزار سال با میراث آسمانی سپری کردی و الان به رتبه ششم رسیدی.» شیطان رویابین در حالی که ظاهری بیتفاوت به چهره داشت گفت: «رقت انگیزه.»
«وقتی تو توی ثروت غوطهور بودی، روفوس فرار کرد و پنه...
کتابهای تصادفی


