تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 978
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
لیز
جون به نوآ گفته بود که در میراث سلطنتی حوض مرموزی قرار دارد. شایعه را نیز، گروه جون پخش کرده بود. در زمان جنگ با امپراطوری شاندال معلوم شد که اشراف جهشهای ناگهانیای کردهاند. حالا که یک تهذیبگر ردهی پنج، اینگونه در مرحلهی جامد ثابت مانده بود، نشان میداد که او نیز جهش کرده بود. مارکو حتی خیلی ناگهانی ارتقا یافته بود. همه چیز با نظریههای نوآ جور بود. آن حوض توانایی ایجاد جهش در تهذیب کنندگان را دارد. اما چون آن مایع برای نوآ سمی بود تصمیم گرفت از بررسی حوض صرف نظر کند.
نوآ با خود فکر میکرد:
-خیلی از اشراف دیگه دیده نشدن. هیچوقت جونور جادوییای ندیدم که خوراکیای حالش رو بد کنه، مگه که واقعا چیز بدی باشه.
یک بطری حکاکی شده در دستش ظاهر شد و مایع را داخلش ریخت. سپس آن را داخل حلقهی فضایش گذاشت. او صلاحیت بررسی مایع را نداشت، بهتر بود آن را به دنیل سیوهفت بسپارد. وقتی به اطرافش نگاه کرد متوجه شد که این نبرد چقدر همه جا را ویران کرده است. احتمالا نیروی کمکی به زودی میرسید و او نباید مدت زیادی آنجا بماند. به طرف زمین و جایی که جسد کارمن افتاده بود شیرجه زد. حلقه فضایش را برداشت و به طرف درب حرکت کرد.
او فرصتی برای جست و جوی بیشتر در محل را نداشت. همه جا را برگههای دفاعی گذاشته بودن برای همین گشتن سخت ب...
کتابهای تصادفی

