تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 994
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 994: میمونها
ماگما در سوراخها جاری میشد که نشان دهنده وجود نقاط خالی در منطقه زیر آنها بود. با این حال مقدار ماگما در دریا کمتر نشده بود و همین وجود یک منبع ماگما در اقیانوس را تایید میکرد.
نوآ در حین تجزیه و تحلیل حفرهها احساس کنجکاوی کرد. لایه فلزی دیگر پایان سفر او نبود. چیز دیگری در اعماق این سرزمینهای فانی پنهان شده بود.
نوآ نمیدانست چه انتظاری داشته باشد. زمین شناسی دنیای قبلی او نفس را در سیستم خود نداشت. اگر او سعی میکرد عقل سلیم زندگی گذشته خود را به کار گیرد، این اتقاقا از قبل کاملا عجیب بود.
با این حال، این فقط او را کنجکاوتر کرد. لایه فلزی قبلاً یک کشف مفید بود. به عنوان یک ماده مناسب برای دفاع بود و دوام آن از هر چیزی که شناخته شده بود فراتر رفته بود.
علاوه بر این، چندین تن از آن وجود داشت. استخراج آن به دلیل محیط خطرناک مشکل ساز بود، اما این چیزی بود که قابل حل شدن بود.
نوآ پس از بازرسی خود روی یکی از سوراخهای بزرگتر فرود آمد. پارچه از جنس ماده سیاه وقتی به مرکز آن میرسید نرمتر به نظر میرسید، اما ارزش آن همچنان در سطح بالاییها بود.
ماگما بیانتها جریان داشت و نوآ همراه با آن فرود آمد. با این حال، لایه سیاه در نقطهای به پایان رسید و نوآ خود را در یک آبشار قرمز یافت.
او هوشیاریاش را در طول پایین آمدنش پخش کرده بود. او به محض بیرون آمدن از آن حفره از محیط اطراف حفره آگاه شد و آنچه دید او را کاملا لال کرد.
اطراف آبشار هوا بود. وقتی وارد سوراخهای بینی نوآ شد بوی گوگردی داشت، اما این حتی شگفت انگیزترین ویژگی آن ناحیه نبود.
ماگما روی یک دریاچه قرمز بزرگ افتاد، اما عرض آن را افزایش نداد. گرداب کوچکی در نزدیکی پایین آن به دلیل سوراخ دیگری که آن منطقه را به جهانهای عمیقتر متصل میکرد، آن را تخلیه کرد.
چند ماهی کپور آتش خوار در دریاچه ساکن بودند، اما موجودات سادهای در افراد رتبه انسان بودند. بارزترین ویژگی آن مکان، محیط بیرون دریاچه بود.
نوآ خود را در دنیای سبز یافت. به هر طرف که نگاه میکرد علف رشد میکرد و کوههای قد بلند خود را در دوردست نشان میدادند.
نور خورشید به آن مکان نمیرسید، اما سوراخهای زیادی در سقف سیاه وجو...
کتابهای تصادفی

