تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 995
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 995، قیام
نوآ در جهت کوه فرود آمد در حالی که هالهاش گله میمونها را در بر میگرفت، فشار او به عنوان دورگه آن جانوران را مجبور کرد در جایشان بمانند و به سختی به آنها اجازه نفس کشیدن میداد.
تنها حضور یک موجود در رتبه قهرمان توانست آن موجودات را به کلی سرکوب کند. در مورد نوآ، او میتوانست با سطحیترین فکر آنها را تسلیم کند.
میمونها در حالی که نوآ به آنها نزدیک شد تا بدنشان را تجزیه و تحلیل کند، میلرزیدند. ناباوری همه جا صورتش بود. این غیرمنتظرهترین کشفی بود که او در این دنیای پنهان پیدا کرد!
-این گونه کایسره؟
نوآ خودش را باور نمیکرد حتی اگر نشانههای مشخصی جلوی چشمانش بود. تقریباً تمام بدن میمونها را خز سیاه پوشانده بود، اما رشتههایی از موهای سفید وجود داشت که روی آن خز سیاه رونهای پیچیدهای را تشکیل میداد.
نوآ نمیتوانست آن رونها را تشخیص ندهد او هم نسخههایی از این رونها را در دریای آگاهی خود داشت، درست بالای شکل نیمه شفافش.
قویترین نمونه موجود در آن دسته موجودی در رتبه سوم بود که سه رون کایسر سفید روی نقاط تصادفی بدن خود داشت. میمونها موهای سفید مشابهی داشتند که بر اساس رتبهشان رونهای کایسر را تشکیل میداد.
آنها نقطه مشخصی نداشتند. رونها در مکانهای تصادفی خز ظاهر شده بودند اما همیشه از دستوری پیروی میکردند که تهذیبگران برای آموزش دریای آگاهیشان استفاده میکردند.
همه میمونهای رتبه یک اولین رون کایسر را داشتند و آنهایی که در رتبه دوم بودند دو رون داشتند. نمونه رتبه سوم دارای سه رون بود به همین دلیل نوآ مطمئن شد که گونه کایسر از این روند پیروی میکند.
او قبلاً به دلیل افسانههایی که در دنیا پخش شده بود چیزهایی را میدانست، اما فهمیده بود که تاریخ به ندرت حقیقت را بیان میکند. رویدادهای کشور اودریا به او آموخته بود که اتفاقات به ندرت همان چیزی هستند که نشان داده میشوند، مخصوصا زمانی که به گذشتههای دور تعلق دارند.
رونهای روی خز میمونها نمیتوانست روی او تأثیر بگذارد، زیرا او قبلاً آنها را حفظ کرده بود، اما نوآ میتوانست فشاری را که از آنها میتابید حس کند. تهذیبگران م...
کتابهای تصادفی
