تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 997
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۹۹۷. تأخیر
میمون آسمانی هر پنجاه سال یک برند ذهنی به جا میگذاشت و تا الان چهل و پنج سال از آخرین گردهمایی گذشته بود. علاوه بر این، کارشناس ادعا کرد که میمون آسمانی را دیده است، که به خودیِ خود بلافاصله وضعیت را به شدت وخیم کرد.
این احتمال وجود داشت که کارشناس ترسیده یک جانور قدرتمند را جای یک یزدان اشتباه گرفته باشد، اما نوآ حاضر نبود سر زندگی خود روی ضعف ساکنان آن سرزمینها ریسک کند.
مجموعهای از افکار سریع در چند ثانیه در ذهنش موج زد و محو شد. حقیقت این بود که هیچ اقدام متقابلی علیه چنین موجود قدرتمندی کارساز نبود. حتی اگر به عنوان یک موجود جادویی در مقابل آن ظاهر میشد، یک یزدان همچنان یک یزدان بود.
«بلند شو.» نوآ در نهایت در حالی که به سمت کارشناس میچرخید گفت: «میخوام همه چیزو در مورد این احضار و مارکهای ذهنی بدونم.»
تهذیبگر پیر هر چیزی که میدانست، همراه با نام خود، توضیح داد. میمون آسمانی امواج ذهنی عجیبی را منتشر کرده بود که همه انسانهای محدوده خود را مجبور به همگرایی در لانه آن میکرد.
برندها همه تهذیبگران را مجبور میکردند تا به اقتدار گونههای کایسر احترام بگذارند و از حمله به هر یک از آن جانوران خودداری کنند.
وینتر گفت نفرت میمون آسمانی بیحد و مرز است. همراه با تنظیم برندها، برخی از احساسات خود را منتقل کرده بود و تهذیبگران میتوانستند شدت نفرت و دلیل آن را درک کنند.
میمون آسمانی میخواست کسانی که همنوعانش را شکار کرده بودند، تقاص پس بدهند. آنها را مجبور به مخفی شدن در زیر زمین کرد، آنجا توسط همان گونههای کایسری اداره میشد که تهذیبگران در گذشته تقریباً به کل نابودشان کرده بودند.
نوآ پرسید: «چرا کسی سعی نمیکنه اینجا رو ترک کنه؟» اگر به دریای گدازه برمیگشت و چند ماه آنجا میماند میتوانست از احضار در امان بماند.
دستورات گونههای کایسر برای تهذیبگران مارک شده مطلق بود، اما برخی از آنها فاقد مارک بودند. نوآ تا به حال اینکار را نکرده بود، اما برخی دیگران موفق شده بودند مارک خود را حذف کنند.
وینتر از آن موضوع اطلاع چندانی نداشت، اما مدعی شد که کارشناسانی در آن سرزمینها پرسه م...