تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 996
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۹۹۶. برند ذهنی
نوآ اصلا جواب کارشناس رتبه چهارم را نداد. شگفت زده شد وقتی که فهمید تهذیبگران در آن سرزمینها سکونت دارند، اما سخنان پیرمرد او را بیش از پیش تحت تاثیر قرار داد.
هوشیاری او به اعماق حفره رفت تا درون آن را کشف کند. نوآ تختها، اتاقها و سالنهای بزرگی را دید که در زیرِ زمین ساخته شدهاند تا ساختاری را ایجاد کنند که حداقل یکصد تهذیبگر را در خود جای دهد.
نور قرمزی از حفره بیرون آمد. به نظر میرسید که این سازه به لایه ماگما در زیر دنیای پنهان رسیده است.
همچنین متوجه شد که تعداد اتاقها از تعداد تهذیبگران بیشتر است. نوآ نمیدانست که آیا دلیل عمیقتری در پشت این جزئیات وجود دارد یا نه، اما او مطمئن بود که در مورد آن دنیا چیزهای زیادی را اشتباه متوجه شده است.
«منظورت از حکمرانی بر میمونها چیه؟» نوآ بعد از سکوتی طولانی پرسید.
پیرمرد سرش را بلند کرد. کمی گیجی در چشمانش موج میزد، اما جرات نمیکرد به نوآ بیاحترامی کند. علاوه بر این، این تصور که او یک خارجی است ابدا به ذهنش خطور نمیکرد.
«اوه، متخصص توانمند.» مرد مسن در حالی که سرش دوباره پایین میرفت شروع به توضیح دادن کرد. «تو احتمالاً از مناطقی اومدی که تونستند خودشونو از شر میمونها خلاص کنند. قبل از اینکه شما بیایین و شاه را بکشین، منطقه ما هنوز تحت کنترل اونا بود. اگر اقوام من دوباره بتونند هوای پاک تنفس کنن، همش به لطف شماست.»
نوآ از حرفای پیرمرد چیزی دستگیرش نشد، به جز این که انسانهای بیشتری آنجا بودند. با این حال، نمیتوانست باور کند که موجودات جادویی توانسته بودند بر تهذیبگران غلبه کند.
یک رتبه 4 درست جلوی چشمش بود و این یعنی آن قبایل تکنیکی کم نداشتند. به طور کلی، این برای انسانها کافی بود تا بتوانند هر گونه جادویی را با هر تعدادی شکست دهند.
اما از آنجایی که تهذیبگران در زیر زمین زندگی میکردند به نظر میرسید در آن نبرد شکست خورده بودند. آن مکان به تنهایی میتوانست برای کسانی که در رتبه انسان هستند مرگبار باشد، اما آنها جرات کرده بودند که بعد از کشتن میمون کایسر رتبه ۵ بیرون بیایند.
«اصلا این چطور ممکنه؟» نوآ خودش را زیر سوال برد.
او قدرت نبرد گو...
کتابهای تصادفی

