فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1010

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

تسلط

نوآ و دیگران تصمیم گرفته بودن از قصر فلزی به عنوان مکان همجوشی استفاده کنند، حتی اگر می‌دانستن ممکن است مصیبت آسمانی از راه برسد. نمی‌دانستن اسکالی چطور ممکن است بیدار شود، بنابراین تصمیم گرفتن از کاخ به‌خاطر ویژگی‌های دفاعیش استفاده کنند. اگر دورگه در حالت خشنی بیدار می‌شد می‌توانستن آن را بیرون ببرند. نوآ و کارل و دیگر برترین رده‌ها، در داخل کاخ ماندند.

فشار متراکمی که از اتاق اسکالی بیرون می‌زد بر ذهن آن‌ها نیز فشار می‌آورد اما مانعشان نمی‌شد. این رفتار برای موجود گیج شده‌ای که سعی می‌کرد اطرافش را بشناسد، طبیعی به شمار می‌رفت. آن‌ها در آخر عقب‌نشینی کردند تا از محدوده‌ی فشار در امان بمانند. صدای فریاد خشن دیگری بلند شد زیرا هوشیاری دورگه فرار تهذیب‌گران را حس کرده بود و صدای مهیب دیگری آمد، صدای موجود قدرتمندی که روی فلز، محکم راه می‌رفت.

میمون در اتاق را باز کرد و یک تاج و تخت شکسته دید. سرش گیج رفت اما پس از چند لحظه که به خود آمد دوباره خشم ذهنش را گرفت شد. برخی از خاطرات سعی کردند بر غرایز او تسلط یابند اما بدتر باعث می‌شدند جانور کنترل خودش را از دست دهد. راهی که تهذیب‌گران فراری رفته بودند را دنبال کرد. تعقیب و گریز در آخر میمون را به بیرون کاخ هدایت کرد. به محض این‌که هوای تازه به سرش خورد، خطری حس کرد. واکنش‌هایش آنقدر کند بود که نتوانست از صاعقه‌ فرار کند.

میمون روی زانو افتاد و سرش خونی شد. صاعقه به او آسیب زده بود اما درد آن برایش طراوت بخش بود. موجود دستش را روی سرش کشید و فهمید که زخمی شده است. قسمتی از پوست...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی