تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1022
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1022. نابودی
بدن و دانتیان نوآ هنوز در رتبه پنجم قرار داشت، اما اینها واقعیت را تغییر نمیدادند. قدرت نبرد نوآ از قبل بین رتبه پنجم و ششم قرار داشت و حالا با عبور کامل از سطح پنجم بالاخره به سطع بعدی رسید.
البته، نمیتوانست از کل ظرفیت ذهنی خود استفاده کند، چون بیشتر تکنیکهایش نیاز به اصلاح داشت.
استفاده از انرژی ذهنی رتبه ششم بدون آنها امکان پذیر نبود، با این حال نوآ، نیمی از قدرت باقی مانده خود را برای تبدیل شدن به یک قدرت برتر استفاده کرد.
نوآ قدرت موجود در ذهنش را حس کرد؛ رها از هرگونه قید و بند سیا&سی که روی او قرار داده شده بود.
او با رسیدن به رتبه قهرمان، وارد دنیای هیولاها و یزدانها شده بود. اما حالا به آخرین سطح؛ جایی که باید تبدیل به یکی از هیولاها میشد، رسید.
زمانی که اسکالی دید نوآ هیچ توجهی به او نمیکند به سمت حوضچه ماگما روانه شد، او تصمیم گرفت بود که به نوآ و تدبیرش اعتماد کند.
به هر حال نوآ از قبل فاش کرده بود که در حلقه فضایی خود یک آیتم الهی دارد.
ذهن نوآ با تماشای نزدیک شدن نیروی نامرئی، حیران شده بود. او خشم خالصی از امواج ذهنی حس میکرد و همینطور در دید او عذاب آور بهشت یعنی اژدهای بلعنده نور ظاهر شده بود.
نوآ هم خشم مشابهی حس میکرد؛ خشمی که در طول ترکیبش به ارث برده بود، اما حالا بخشی از وجودش شده بود.
در ادامه نوآ دستش را رو به آسمان بلند کرد و با گسترش ارادهاش در محیط، هوا شروع به کوبیده شدن کرد. با ترکیب احساسات و کلماتش فریاد بلندی از گلویش بلند شد، فریادی که باعث شکل گیری گردبادی سیاه در اطراف او گشت.
«دیگه بسه!! دیگه اسباب بازی یزدانهای حوصله سر رفته بودن، بسه!» فریادهای نوآ زمانی که از دهانش بیرون میآمد تبدیل به غرش میشد و همینطور ادامه داد: « بسه از محدودیتهای سیا&سی! بسه از خودداری به نفع ضعفا! بیاین این دنیا رو نابود کنیم.»
موهای سنگین او در حالی که گردبادهای سیاه به سمت جلو پرتاب میشدند تا با نیروی نامرئی برخورد کنند، تکان میخورد.
کل مناطق تحت تأثیر قدرت ویرانگر برخورد آنها قرار گرفته بود. حم...
کتابهای تصادفی
