تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1029
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 1029 بازجویی
از بین تمام افرادی که بعد از کمک به او مرده بودند، ایور آخرین کسی بود که او هنوز نتوانسته بود انتقام بگیرد. او حتی در مقایسه با دیگر شخصیتهای مهم زندگیاش جایگاه ویژهای در ذهن او داشت.
ایور روش کتیبهنویسی را به او آموخته بود که نوآ هنوز بیشتر ساختههایش را بر اساس آن بنا میکرد. اشتباه نبود اگر بگوید آموزشهای او همان چیزی بود که به نوآ اجازه داد به سطح فعلیاش برسد.
آن دو هرگز خیلی به هم نزدیک نشده بودند. نوآ در آن زمان به سختی میتوانست به چیزی جز خودش فکر کند و ایور فقط میخواست روش کتیبهنویسی خود را زنده نگه دارد.
رابطه آنها بر سر محبت نبود. نوآ و ایور نقشههای خود را داشتند و هرگز اجازه نداده بودند احساساتشان مانع آنها شود. همچنین، هم وضعیت جسمی و هم وضعیت روحی آنها برای آن ایده آل نبود.
با این حال، حتی اگر ایور عملاً یک جسد در حال حرکت بود، او پتانسیل نوآ را باز کرده بود و شایسته پایان خوبی بود.
وقتی دست نوآ روی شانهاش افتاد تادئوس لرزید. احساس میکرد کوچکترین فشاری میتواند تمام بدنش را به خاکستر تبدیل کند. با این حال، این سخنان او را به یاد تزکیه کننده بدبوی نابودشدهای میاندخت که به نوآ این روش کتیبهنویسی بیملاحظه را آموخته بود.
خانواده الباس پس از مشهور شدن وضعیت هیبریدی نوآ، روی روش جعل عنصری تحقیق کردند. خانواده سلطنتی فکر میکردند که راز ادغام پشت آن روش غیرمتعارف است، اما به زودی متوجه شدند که چیزی بیش از این است.
روش جعل عنصری فقط برای ذخیره کردن "نفس" در دریای آگاهی نبود. استعداد واقعی در خم کردن آن انرژی با اراده بود که فقط تزکیه کنندگان استثنایی میتوانستند به آن دست یابند.
سازمان عظیمی مانند خانواده الباس داراییهایی داشت که هر دو الزامات را برآورده میکرد، اما هیچ نتیجه مثبتی از آزمایشها به دست نیامد. هر متخصص چیزی نداشت که فقط نوآ داشت، و آن این بود که حوزه ذهنی او قویتر از دانتیانش بود.
خانواده سلطنتی احتمالاً نمیتوانستند بدانند که نوآ از جاه طلبی بیحد و حصر خود به عنوان پایهای برای ارادههای خود استفاده کرده است. اگر این را میدانستند هرگز سع...
کتابهای تصادفی
