فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1028

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر 1028 آشنای قدیمی

«دلیل این چیه؟» نوآ در حالی که شقیقه‌هایش را ماساژ می‌داد، پرسید. دستی که مارمولک غول‌پیکر را در دست گرفته بود طوری بلند شد که گویی چیزی با خود حمل نمی‌کند و صحنه‌ای عجیب را به وجود آورد.

سه لشکر با ناباوری به نوآ خیره شدند. چشمان کارشناسان در حالی که حرکات جسد جانور را دنبال می‌کردند بالا و پایین می‌رفت. چیزی به آن‌ها گفت که نوآ فراموش کرده است که او چنین موجود بزرگی را حمل می‌کند.

نوآ با عجله به آنجا آمده بود و فکر می‌کرد که رویداد مهمی باعث گردهمایی این همه کارشناس شده است، اما هیچ چیز ارزشمندی در منطقه نمی‌دید.

چیزی که زمانی یک باتلاق سمی بود، اکنون به منطقه‌ای بدبو با زمین قهوه‌ای تبدیل شده بود که سایه‌های ارغوانی از آن بیرون می‌آمد. گیاهان عجیب و غریب در آنجا رشد کرده بودند و یک ساختار تحقیقاتی در دوردست قرار داشت. با این حال، نوآ چیزی را شایسته چنین نبرد عظیمی احساس نکرد.

دنیل به آرامی گفت: «این اتفاقات متوالی عجیبی بود. ما الان تو جنگ هستیم.»

«هدف چیه.» نوآ پرسید. او نمی‌توانست باور کند که سازمان‌هایی که در اوج جهان هستند برخی از بهترین دارایی‌های خود را برای"اتفاقات عجیب" به کار گرفته باشند.

البته نوآ یکی از معدود موجوداتی بود که درک دلایل پشت جنگ برایش سخت بود. او همیشه به عنوان یک تزکیه کننده تنها فکر می‌کرد، بنابراین موضوعاتی مانند ناموس و چهره هرگز به ذهنش خطور نکرده بود.

دنیل از آن سوال حالت پیچیده‌ای نشان داد. او نوآ را می‌شناخت و مطمئن بود که متوجه نمی‌شود. اگر کاملاً صادق باشد، هرگز پیش‌بینی نمی‌کرد که چنین مسائل کوچکی هم می‌تواند به چیزی به این بزرگی منجر شود.

با این حال، هیچ‌کس در داخل هایو نتوانست پاسخ صادقانه نوآ را رد کند.

دنیل در نهایت گفت: «ما برای افتخار هایو می‌جنگیم.»

نوآ فکر کرد که سخنان او را اشتباه شنیده است، اما قیافه سرسخت دنیل حرف قبلی او را تایید می‌کرد. که نوآ را لال کرد. باورش نمی‌شد که استراحتش را به‌خاطر موضوعی بی‌معنی به تعویق انداخته باشد.

نوآ در حالی که با هوشیاری خود ارتش دشمن را بررسی می‌کرد، فکر کرد: -خب، من الان اینجا هستم.

او چند کار ناتمام با خانوا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی