تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1048
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1048. ولیان
پس از اینکه نور تمام سازندهای منطقه را غیرفعال کرد، تهذیبگران از شهر برخاستند و به سمت قلعه تیراندازی کردند. شورشیان خود را نشان دادند و در حمله به تونل بُعدی به رهبران دورگه پیوستند.
نوآ صحنه را با حرکت آهسته دید. او انتظار داشت که شورشیان یک سلاح مخفی داشته باشند، اما آخرین آیتمهای حکاکی شده حتی از وحشیانهترین تخیل او نیز فراتر رفتند. یک انفجار برای غیرفعال کردن دفاعی که میتوانست نیروگاهها را متوقف کند کافی بود!
تهذیبگران و رهبران او را نادیده گرفتند و هدف واقعی خود را دنبال کردند. هنگامی که آنها شکاف بعدی را بستند، تنها ارتباط بین دو جهان ناپدید شد و هر دارایی در آن مکان گیر کرد.
موجی از خشم در درون نوآ برخاست. انرژی ذهنی او به سرعت با ماده تاریک آزاد شده توسط ستاره تاریک، تاریکی او و انرژی اولیه درون ریههایش در حالی که دهانش را برای نشان دادن بیمیلیاش باز میکرد، ترکیب شد.
«صبر کنید!» نوآ فریاد زد و سخنان انسانی او با غرش آمیخته شد که در آسمان طنین انداز میشد. فریاد او تمام وجود او را بیان میکرد و قوانین موجود در بافت هوا را تحت تأثیر قرار میداد.
دنیا به فرمان او متوقف شد و غرش او در ذهن همه داراییهای شهر طنین انداز شد. فرقی نمیکرد که آنها جانوران جادویی، تهذیبگران، دورگهها و یا متعلق به طرف متحدین باشند. وقتی دستور نوآ به گوششان رسید همه از حرکت ایستادند.
سکوت سراسر میدان جنگ را فرا گرفت. نوآ احساس کرد که غرورش در حال افزایش است و احساس قدرتی بینظیر ذهنش را پر کرده است.
گویی عدم تمایل او قفل قدرتی را باز کرده بود که همیشه مالک آن بوده اما هرگز از آن استفاده نکرده بود. احساسات او باعث شده بود که از اقتدار ذاتی موجودی در اوج زنجیره غذایی استفاده کند!
نوآ از این نتیجه شگفت زده شد. فقط جانوران جادویی و دورگهها از تأثیر موجودات قویتر رنج میبردند. فردگرایی تهذیبگران ذهن آنها را آنقدر منحصر به فرد کرد که به دیگران اجازه نمیداد عملکرد آنها را کنترل کند.
با این حال، غرش نوآ توانسته بود اقتدار او را حتی بر انسانها نیز گسترش دهد. وجود او متعلق به گونهای بود که حتی تهذیبگران آن ر...
کتابهای تصادفی

