فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 1050

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 1050 1050 - دوی سرعت

وقتی دورگه‌ها متوجه ناپدید شدن ناگهانی نوآ شدند، احساس سردرگمی کردند. آن‌ها او را دیده بودند که به جلو هجوم می‌آورد، اما لحظه‌ای بعد ناپدید شد. چیزی جز ترکی عجیب از او باقی نمانده بود.

هیدرا ناگهان احساس خطرناکی را در کنار یکی از سرهای خود احساس کرد، اما زمانی که به سمت آن احساس چرخید، گردنش را بدون سر دید. خطر بعد از قطع شدن سرش، به ذهنش رسیده بود. جانور، حتی نتوانست دشمن خود را ببیند!

همان ترک با شکل جسم انسان، در کنار گردن بدون سر ظاهر شده بود، اما هیدرا هیچ اثری از نوآ پیدا نکرد. با این حال، احساس خطر، یک لحظه پس از ناپدید شدن دوباره بازگشت و زمانی که موجودی چرخید، یک گردن بدون سر دیگر پیدا کرد.

ترس بر ذهن رهبر مسلط شد. هیدرا حتی مطمئن نبود که نوآ دلیل آن زخم‌ها بود یا نه، اما قبل از اینکه در مورد حرکت بعدی خود تصمیم بگیرد، احساس خطر بازگشت.

گردن بی‌سر دیگری روی بدنه شناورش افتاد. آن دورگه، از دلیل و منطق آوردن دست کشید و اجازه داد غرایزش کنترل اعمالش را در دست بگیرند. چهار سر باقی مانده حملاتی را در هوای اطرافش پرتاب کردند، قبل از اینکه موجودی بتواند اطراف خود را بپوشاند، یک سر دیگر از گردن جدا شد.

تنها موجودات انگشت شماری این نوع وحشت را در زندگی خود تجربه کرده بودند. هر موجود زنده‌ای پس از حملات غافلگیرانه، آثاری از خود بر جای می‌گذاشت یا امواج شوک از خود رها می‌کرد. اما حضور نوآ ظاهر نشد و حمله‌اش بر محیط تأثیری نداشت.

سرهای باقیمانده یکی یکی به صورت خمیری از خون منفجر شدند یا بریدگی‌های عمیقی را دریافت کردند که در مغزشان فرو رفت. هیدرا بدون اینکه بتواند حتی یک بار حریف خود را شناسایی کند مرد و همانطور که زندگی بدنش را ترک می‌کرد، این وحشت با او باقی ماند.

نوآ دوباره بر روی جسد موجود در حال سقوط ظاهر شد تا قبل از رسیدن به زمین آن را ذخیره کند. قطرات عرق بر روی پیشانی‌اش نشسته بود، اما به دلیل حرارتی که از بدنش بیرون می‌زد تبخیر می‌شد.

چشمانش گشاد و خون آلود بود و با وجود اینکه حمله دیگری به او وارد نشده بود، زخم‌های روی پوستش باز شده بود. با وجود این‌ها، تنها چیزی که در چهره‌ی او دیده می‌شد شادی بو...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی