تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1051
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1051 1051 - آخرین شورشیان
دانتیان نوآ به محدودیت خود رسیده بود و حتی بدن باورنکردنیاش شروع به خسته شدن کرده بود. از آنجایی که نوآ بلافاصله پس از سفر طولانی خود وارد جنگ شده بود، ذهنش در وضعیت بهتری از بدنش قرار نداشت.
درحالی که به موجود در حال دور شدن خیره شده بود، تکههایی از اجساد از حلقهاش بیرون آمدند و در دهانش فرو رفتند. نتوانست کاری در مورد آخرین اختاپوس فولادی انجام دهد.
در طول نبرد و به دلیل اثرات جانبی تکنیکهای جدیدش، سختی زیادی کشیده بود. علاوه بر این، سوخت رسانی به ستاره تاریک تنها به بدنش کمک کرد، بنابراین سایر مراکز قدرتش برای بهبودی به استراحت و تمرین متداول نیاز داشتند.
با این حال، نوآ به غیر از جمع آوری 8 جسد متعلق به دورگههایی در رتبه ششم، موفق شده بود شورش را متوقف کند و انتقال ابعادی را نجات دهد. او از آن نتیجه احساس رضایت میکرد.
در نهایت لایههای دفاعی اسنور شکسته شدند و دوباره اطراف نوآ شکل گرفتند. در حالی که نوآ با رهبران میجنگید، همراه خونی موفق شده بود از تونل دفاع کند، اما پس از اینکه ماده تاریک در ساختارش قدرت خود را از دست داد، دیگر نتوانست مقاومت کند.
تنها دلیل اینکه بلافاصله شکسته نشد، شکل جامد به دست آمده با استفاده از عنصر آب و خاک بود. قبل از اینکه مجبور به بازگشت به محدوده استاد خود شود، این تواناییها باید شکسته میشد.
نوآ در حالی به سمت شهر فرود آمد که نیروهای وفادار از او استقبال کردند. با دیدن حالت سرد و ظاهر کثیف او، آن فریادهای پر اشتیاق کمی محو شد، اما بزرگان هایو به تشویق کردن ادامه دادند.
نوآ هاله با شکوه و خالص یک قهرمان را نداشت. لباسهایش نه براق بود و نه تمیز. قیافهاش شبیه یک شیطان بود که با چشمان سرد محیط را از نظر میگذراند.
خون و تکههای اندامهای داخلی تمام بدن او را پوشانده بود و ردای سیاهش چیزی بیش از انبوهی از تکه پارچههای پاره پوره نبود که به سختی روی بدنش باقی میماند.
با دیدن آن منظره، همه ماهیت واقعی او را درک کردند و حقیقت را پذیرفتند. هیچ قهرمانی برای نجات آنها قیام نکرده بود، اما یک شیطان این کار را انجام داد و عملکرد او تماشایی بود.
نوآ به آن سربازان شاد خیره شد ...
کتابهای تصادفی
